کتاب معبد زیر زمینی - نشر جمکران
- شابک : 9789649737126
- سال نشر : 1403
- چاپ جاری : 55
- نوع جلد : شومیز
- قطع : رقعی
- تعداد صفحات : 163
- ناشر : جمکران
- نویسنده : معصومه میرابوطالبی
محصولات مشابه
اطلاعات بیشتر
کتاب معبد زیر زمینی اثری از معصومه میر ابوطالبی است که داستان جوانی به نام الیاس را روایت میکند. الیاس، جوانی که در تنهایی و سرخوردگی فرورفته و به دنبال شناخت خود و تغییر نگرش افراد نسبت به خود است. او از مذمتهای دایی خود خسته شده و در مقابل دیگران، تنها و منزوی شده است. اما با آمدن "حاج غلامحسین"، مقنی از قم به روستای الیاس، زندگی او دگرگون میشود. این آشنایی باعث میشود که الیاس با دنیای تازهای آشنا شود که نیازمند شجاعت و شهامت است. اتفاقات تازه و غیرقابلپیشبینی در زندگی الیاس رقم میزند و او را به دنبال شناخت بهتر خود و پذیرش جنبههای جدید زندگی میکشاند.
کتاب «معبد زیر زمینی» با شخصیتهای پویا و داستان جذاب خود، خواننده را به دنیای الیاس و همچنین مفاهیم عمیق انسانی میکشاند و باعث تأمل در مسیر شخصیتپردازی و رشد فردی میشود.
درباره کتاب معبد زیر زمینی اثر معصومه میر ابوطالبی
«معبد زیر زمینی» داستان تلاش جوانی برای یافتن شخصیت واقعی خود در دل خاک است. الیاس جوان سرخورده و تنهایی است که تلاش میکند نظر دیگران را نسبت به خود تغییر دهد. او از توسریهای دایی به ستوه آمده و تبدیل به جوانی منزوی و تنها شده. توجه زیاد مادر در مقابل دیگران غرورش را شکسته و حالا به دنبال راهی است تا به همه ثابت کند بچه ننه نیست و جَنَم دارد.
الیاس به دنبال راه میگردد تا اینکه «حاج غلامحسین» مقنی از قم به روستای محل سکونت الیاس میآید و دنیای تازهای را به او نشان میدهد. دنیایی که شجاعت و شهامت لازمهی ورود به آن است. آشنایی با «حاج غلامحسین» اتفاقات تازه و غیرقابل پیشبینی را در زندگی الیاس رقم میزند.
در قسمتی از کتاب معبد زیر زمینی میخوانیم:
چند وقت بود سنگ قبر پدر را ندیده بودم. ندیده بودم که از وسط، شکاف خورده و از نوشتههایش چیزی پیدا نیست. نسیم خنکی میوزید. میخواست یاد مردهها بیندازد که چند روز دیگر پاییز است. مردهها کاری به پاییز ندارند. مردهها روزگار را با خودشان بردهاند زیر خاک. هیچکس توی قبرستان نبود. نشستم کنار خاک پدر و پاهایم را ولو کردم. مسخره است که با یک سنگ حرف بزنم، اما کلمات خودشان آمدند. - اگه بتونم با حاجی غلامحسین برم، اون موقع شاید دایی دست از سرم برداره. شاید صدیقه بفهمه منم آدمم. بابا ببین... و جای سوختگی را به سنگ نشان دادم.
مشخصات
دیدگاه ها (0)
امتیاز و دیدگاه کاربران
هنوز امتیازی ثبت نشده است
لطفا پیش از ارسال نظر، این موارد را مطالعه کنید:
این محصولات ساخته و پرداخته هنرمندانی است که نظرات شما را میبینند و از آن بهرهمند میشوند؛ پس لازم است محتوای ارسالی شما منطبق برعرف و شئونات جامعه و با بیانی دوستانه و عاری از لحن تند، تمسخرو توهین باشد. طبیعتاً نظرات دلگرم کننده شما موجب شکوفایی ذوق هر هنرمند خواهد بود. از ارسال لینک سایتهای دیگر و ارائهی اطلاعات شخصی نظیر شماره تماس، ایمیل و آیدی شبکههای اجتماعی پرهیز کنید. در نظر داشته باشید هدف نهایی از ارائهی نظر دربارهی کالا، ارائهی اطلاعات مشخص و مفید برای راهنمایی سایر کاربران در فرآیند انتخاب و خرید یک محصول است. ما در این قسمت به نظرات و سوالات شما در اسرع وقت پاسخ میدهیم، پس شکیبایی پیشه کنید. سوالات شخصی خود، مبنی بر پیگیری سفارشات یا مشکلات در ثبت خرید را از طریق تماس با فروشگاه مرتفع کنید. هرگونه نقد و نظر در خصوص سایت ربیع، مشکلات دریافت خدمات و درخواست کالا و نیز گزارش تخلفات را از طریق تماس با شمارهی 02591002425 در میان بگذارید و از نوشتن آنها در بخش نظرات خودداری کنید.