کتاب پرواز با پاراموتور را دوست دارم - نشر جمکران
- شابک : 9789649734859
- سال نشر : 1404
- چاپ جاری : 17
- نوع جلد : شومیز
- قطع : رقعی
- تعداد صفحات : 154
- ناشر : جمکران
- نویسنده : علی آرمین
محصولات مشابه
اطلاعات بیشتر
عباس، پسر نوجوانی که در تعمیرگاه اتومبیل کار میکند، رؤیای پرواز با پاراموتور را دارد و برای رسیدن به آن تلاش میکند تا اینکه شرایط، او را با انتخابهای بزرگتری محک میزند. «پرواز با پاراموتور را دوست دارم»، رمانی برای مخاطب نوجوان است که «علی آرمین» نویسنده آن و «محمدرضا زرقان» هم تصویرسازی کار را به عهده داشته است. گفتنی است چندی پیش در جشنواره بینالمللی اشراق نویسنده کتاب بهعنوان نویسنده برگزیده انتخاب شد.
درباره کتاب پرواز با پاراماتور را دوست دارم
پرواز با پاراماتور را دوست دارم نوشته علی آرمین داستان این رمان درباره پسر نوجوانی به نام عباس است که در یک تعمیرگاه اتومبیل کار میکند و رؤیای پرواز با پاراموتور را در سر دارد. او برای رسیدن به این آرزو تلاش میکند تا این که شرایط زندگی، او را با انتخابهای بزرگتری محک میزند... بهاینترتیب نوجوان این داستان باید دست به انتخابگری بزند و موقعیتهای مختلف را باتوجهبه آن آرزوی اصلی سبکوسنگین کند و بعد مهمترینش را انتخاب کند. نوجوانی و جوانی سن انتخابهای بزرگ است. زمانی اراده و خواست نوجوان مورد امتحان قرار میگیرد که آرزوی و خواسته نیرومندتری خودش را سر راه نوجوان بگذارد و او در یک دوراهی قرار بگیرد. انتخاب بین دو اتفاق خوب. حالا اگر انتخاب دوم دررابطهبا شخصی غیر از خودش باشد که دیگر تصمیمگرفتن سختتر هم میشود... .
در برشی از کتاب پرواز با پاراموتور را دوست دارم میخوانیم
ثریا توی اتاقش، پشتِ میز کوتاهی که ورقِ چوبیِ رویش بادکرده و شیارشیار شده بود، نشسته بود. اتاقی نهمتری که یک طرفش رختخواب چیده بودند و طرف دیگرش چرخخیاطی قدیمی مادرش بود. خم شده بود و چیزهاییام نوشت. مادرش وارد اتاق شد:
- چهکار میکنی مامان؟
- ریاضی میخوانم.
مادر رفت در پستو. مقداری گندم از توی کیسه برداشت و بیرون
آمد. ثریا گفت:
- مامان! به بابا گفتی که عضویت کتابخانهام تمام شده؟
میخواهم تمدیدش کنم.
- نه مامان، الان که اصلاً نمیشود حرفش را بزنی.
- چی شده؟
- خیر نبینند این ماشینهای گشت؛ امروز یکیشان آقایت را گرفته و بعد هم یک جریمه کتوکلفت برایش نوشته.
آن میلیاردیها را نمیتوانند بگیرند به ما فقیر بیچارهها زور
میگویند.
ثریا آهی کشید. مادر ادامه داد:
- حالا مامان، غصه نخور، بگذار تا یارانهها را بریزند، آنوقت
برو پولش را بده…
مشخصات
دیدگاه ها (0)
امتیاز و دیدگاه کاربران
هنوز امتیازی ثبت نشده است
لطفا پیش از ارسال نظر، این موارد را مطالعه کنید:
این محصولات ساخته و پرداخته هنرمندانی است که نظرات شما را میبینند و از آن بهرهمند میشوند؛ پس لازم است محتوای ارسالی شما منطبق برعرف و شئونات جامعه و با بیانی دوستانه و عاری از لحن تند، تمسخرو توهین باشد. طبیعتاً نظرات دلگرم کننده شما موجب شکوفایی ذوق هر هنرمند خواهد بود. از ارسال لینک سایتهای دیگر و ارائهی اطلاعات شخصی نظیر شماره تماس، ایمیل و آیدی شبکههای اجتماعی پرهیز کنید. در نظر داشته باشید هدف نهایی از ارائهی نظر دربارهی کالا، ارائهی اطلاعات مشخص و مفید برای راهنمایی سایر کاربران در فرآیند انتخاب و خرید یک محصول است. ما در این قسمت به نظرات و سوالات شما در اسرع وقت پاسخ میدهیم، پس شکیبایی پیشه کنید. سوالات شخصی خود، مبنی بر پیگیری سفارشات یا مشکلات در ثبت خرید را از طریق تماس با فروشگاه مرتفع کنید. هرگونه نقد و نظر در خصوص سایت ربیع، مشکلات دریافت خدمات و درخواست کالا و نیز گزارش تخلفات را از طریق تماس با شمارهی 02591002425 در میان بگذارید و از نوشتن آنها در بخش نظرات خودداری کنید.