پیشنهاد شگفت انگیز

کتاب عشق در برابر عشق - نشر میرانا

(0)
  • شابک : 9786229125816
  • سال نشر : 1404
  • چاپ جاری : 1
  • نوع جلد : شومیز
  • قطع : رقعی
  • تعداد صفحات : 302
  • ناشر : میرانا
  • نویسنده : امید کوره چی
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
کد محصول: 616537
از 2 روز دیگر
ارسال از تهران ، تهران
گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا
موجودی: 1
359,000 تومان

اطلاعات بیشتر

در دنیای پرتلاطم امروز، گاهی نیاز داریم تا در سایه‌ی آرامش و معنویتِ روایت‌های اصیل نفس تازه کنیم؛ روایت‌هایی که نه تنها روح را صیقل می‌دهند، که در بستری جذاب و داستانی، درس‌های گران‌بهای زندگی را نیز به ما می‌آموزند. کتاب «عشق در برابر عشق» اثر امید کوره‌چی، دقیقاً یکی از همان گنجینه‌های ناب ادبیات داستانی معاصر است که تاریخ پرشکوه اسلام را با تخیل خلاق و قصه‌ای دل‌نشین درآمیخته و اثری ماندگار و تأمل‌برانگیز خلق کرده است. این رمان، از پیشگامان روایت داستانی از زندگی پربرکت امام حسن مجتبی(ع) محسوب می‌شود و استقبال چشمگیر مخاطبان و تجدیدچاپ‌های مکرر آن، گواهی بر عمق و جذابیت این اثر است.

درباره کتاب «عشق در برابر عشق»

فضای نفس‌گیر و غبارآلود شهر کوفه در قرن اول هجری، بستر اصلی رخدادهای این داستان جذاب است. امید کوره‌چی با قلمی روان و تصویرگر، ما را به عمق جامعه‌ای می‌برد که نیم قرن از ظهور اسلام گذشته، اما هنوز رسوبات جاهلیت در لایه‌های زیرین آن رخنه کرده است. او نه تنها جغرافیا و آداب‌ورسوم مردم آن دیار را با جزئیاتی دقیق ترسیم می‌کند، که با مهارت تمام، گنجینه‌ای از احادیث و موعظه‌های گهربار امام حسن مجتبی(ع) را در دل بافت قصه گنجانده است؛ گویی مخاطب همراه با شخصیت‌های داستان، در مجلس درس آن امام همام نشسته و از سرچشمه‌ی زلال معرفت سیراب می‌شود. نکته‌ی درخشان دیگر، هویت ایرانیِ ماجراست. داستان حول محور هرمز، جوانی ایرانی می‌گردد که دل به دختری عرب از خاندانی اشرافی باخته است. اما عشق او، راه ساده‌ای ندارد. رقیبانی قدرتمند و شرطی عجیب و سنگین، سد راه او هستند. شرط نهایی خانواده‌ی دختر برای این وصلت، چیزی نیست جز قرار گرفتن در مسیر ترور امام حسن مجتبی(ع). این‌جاست که عنوان کتاب معنای عمیق خود را آشکار می‌کند: انتخابی سوزان بین دو عشق؛ عشق به معشوقه‌ای زمینی و عشقی آسمانی به امام و پیشوای خود. هرمز در این تقاطع سرنوشت‌ساز، باید یکی را برگزیند و این انتخاب، مسیر زندگی او و اطرافیانش را برای همیشه تغییر خواهد داد.

خواندن کتاب «عشق در برابر عشق» را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟

«عشق در برابر عشق» برای علاقه‌مندان به ادبیات داستانی ایرانی، دوستداران رمان‌های تاریخی و مذهبی و همه‌ی آنانی که به دنبال داستانی عمیق با درون‌مایه‌ای اخلاقی و معنوی هستند، اثری خواندنی و به‌یادماندنی است. اگر از رمان‌های تکراری و سطحی خسته شده‌اید و به دنبال روایتی هستید که هم ذهن را قلقلک دهد و هم قلب را تکان دهد، این کتاب انتخاب مناسبی برای شماست.

در بخشی از کتاب «عشق در برابر عشق» می‌خوانیم

«لرزش دست، ترسی به دلش ریخت. سعی کرد روی نشانه تمرکز کند اما ذهنش پر بود از خیالات درهم‌وبرهمی که مثل ابرهای سرگردان، آسمان ذهنش را تاریک کرده بود. باید هر طور شده هدف را می‌زد. باید خودش، توانش، حیثیت قبیله و قوم و ادعای برتر بودنش را اثبات می‌کرد. حریفش قَدَر بود. حریفش در رزم‌آوری و به‌خصوص تیراندازی هماورد نداشت. هر دو نفرشان ربیعه، دختر زیبای سعد بن وائل بزرگ قبیله ثقیف را خواستگاری کرده بودند. هر دو مردانی جنگاور بودند و بارها و بارها در نبردهای مختلف لیاقت خود را نشان داده بودند اما او یک ویژگی داشت که برتری‌اش بر رقیب را به رخ می‌کشید؛ اینکه او عرب بود و رقیبش ایرانی، ولی افسوس که دل ربیعه با هرمز بود. فکر رقیب ایرانی، لرزش دستش را بیشتر کرد، به خودش نهیب زد «دل ربیعه مهم نیست، مهم این است که من او را می‌خواهم.» بعد از چند بار خواستگاری بالاخره کار از حرف به عمل کشید. قرار شد هرکدام توانست برتری‌اش را در رزم و تیراندازی ثابت کند، برنده این ماجرا باشد و حالا ابن‌نمیر در کشاکش مسابقه تازه شک کرده بود که این ترفند می‌بایست از سوی ربیعه به پدرش القا شده باشد؛ چه او از برتری رزمی هرمز اطمینان داشت. یاد لحظه‌ای افتاد که با مطرح‌شدن کفایت جنگاوری، بی‌هوا عصبیّت قبیله و قومش تحریک شد و بدون درنگ پیشنهاد مسابقه را پذیرفت و جاهلانه خود را در دامی انداخت که از سوی معشوق پهن‌شده بود، معشوقی که دل در گرو عشق دیگری داشت و اکنون در لحظه حساس کمان‌کشی، این افکار همچون موریانه‌های سرخ، تنه پوسیده اراده‌اش را می‌جویدند و او را از عاقبت این نبرد ابلهانه می‌ترساندند. *** بهمن برگشت و کیسه پول را جلوی هرمز گذاشت و گفت: ارباب، چرا از اول به من نگفتی برای چه پول می‌دهی، بیا این پولت، آن را هدر نده! هرمز خشمگین از فضولی بهمن، به او گفت: پیرمرد! آخر چرا تنها فرصت مرا برای دیدار با ربیعه از بین بردی! همین روزها آن‌ها به شهر دیگری می‌روند. فرصت از کف رفت و همه‌اش تقصیر توست. بهمن گفت: ارباب، نگران نباش. من با خود بانو حرف زدم و قرار شد او از همین کوچه بگذرد. هرمز با تعجب گفت: تو! با خود بانو حرف زدی؟ چطور این کار را کردی؟ بهمن بدون آنکه در چهره سنگی‌اش اثری از هیجان دیده شود گفت: خوب دیگر، هر کاری راهی دارد. هرمز نمی‌دانست بهمن را بابت فضولی توبیخ کند یا به خاطر کاری که کرده تشویق، به فکر فرورفت، به نظرش آمد بهمن موجود عجیبی است، حرف‌ها و حرکاتش به یک برده ساده نمی‌خورد. بهمن دوباره گفت: قصد دارید با بانو ربیعه ازدواج کنید؟ هرمز آهی کشید و گفت: قصدش را دارم اگر بگذارند. بهمن گفت: مرا ببخش ارباب، ولی تو نه ایمان درستی داری و نه معیشت درست! ربیعه بزرگ‌زاده است. پدرش نمی‌پذیرد دختر به جوان بی‌اصل و نسبی بدهد که کارش تیراندازی و شرخری برای این و آن و اجیر شدن برای کشتن و تهدید است. هرمز دهانش از جسارت بی‌اندازه بهمن باز مانده بود. ارباب‌ها برای سخنانی کمتر از این سر برده‌شان را می‌بریدند اما او چرا در مقابل این برده کوتاه می‌آمد؟ شاید هم برای اینکه بهمن ایرانی بود و حرمت سنش واجب، شاید چون او را نجات داده بود! ولی هرچه بود پیرمرد دیگر داشت از حد خودش تجاوز می‌کرد. تا آمد جوابش را بدهد و توبیخ و گوشمالی‌اش کند، بهمن گفت: می‌دانی من اگر دختری داشتم دوست داشتم با چه کسی وصلت کند؟ با کسی که متّقی و باایمان باشد؛ چون اگر او را دوست داشته باشد، به او احترام می‌گذارد و اگر از او نفرت داشته باشد، به او ظلم نمی‌کند. هرمز نمی‌دانست چه بگوید. گاهی در مقابل منطق این برده چهره‌سنگی درمی‌ماند. همین‌ها باعث شده بود حسی از علاقه و احترام نسبت به او در دلش به‌وجود آید. چراکه هرمز ذاتاً از آدم‌های جبون و بزدل بدش می‌آمد. دیدن آدم‌های ترسو حالش را به‌هم می‌زد و تحریکش می‌کرد به نحوی توی سرشان بکوبد و تحقیرشان کند. اینکه برده‌ای در عین ضعف، شجاعت ابراز چنان عقایدی داشته باشد و از عواقبش نترسد، ضمن آنکه برایش عجیب بود، تحسین‌آمیز هم بود و همین باعث می‌شد بهمن را تنبیه نکند و حرف‌هایش را بشنود.»

مشخصات

مشخصات محصول
نویسنده
امید کوره چی
ناشر
میرانا
شابک
9786229125816
تعداد صفحات
302
قطع کتاب
رقعی
سال انتشار/نوبت چاپ
1404
نوع جلد
شومیز
چاپ جاری
1

دیدگاه ها (0)

اگر این محصول را قبلاً خریده اید تجربه تان را به دیگران بگویید. با ثبت نظرات خود، دیگران را در خریدشان یاری کنید.