پیشنهاد شگفت انگیز

کتاب فال خون - نشر سوره مهر

(0)
  • شابک : 9789645062680
  • سال نشر : 1403
  • چاپ جاری : 13
  • نوع جلد : شومیز
  • قطع : رقعی
  • تعداد صفحات : 65
  • ناشر : سوره مهر
  • نویسنده : داوود غفارزادگان
  • مترجم : -
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
کد محصول: 602330
از 2 روز دیگر
ارسال از تهران ، تهران
گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا
موجودی: 1
17,000 تومان

اطلاعات بیشتر

کتاب فال خون گفته‌اند و می‌گویند که ادبیات دفاع مقدس، تصویری یکسویه و جانبدارانه از آدم‌ها و اتفاقات این رویداد بزرگ، به تصویر کشیده‌ است. حتی اگر بخشی از این ادعا درست باشد، آثار داوود غفارزادگان، خاصه «فال خون» ردیه‌ای است بر چنین نگاهی به ادبیات دفاع مقدس؛ چراکه قهرمان قصه او در این رمان، اتفاقاً چیزی از خواص یک قهرمان ندارد و بزرگترین دغدغه و نگرانی‌اش، چگونه مردن است. او سربازی است که به همراه یک ستوان، مامور شده‌اند تا برای دیده‌بانی به کوهی برفی بروند. اما هر چه ستوان شاد و سرخوش است، او مغموم است. سرباز رمان«فال خون» در همه مسیر صعب و برفی که به قله کوه ختم می‌شود، مرگ رزمندگان دیگر را به خاطر می‌آورد و موش‌هایی خاکستری که در هورها جنازه آنها را می‌خورده‌اند.‌ او با این تصاویر موحش و آزارنده، به مقر دیده‌بانی در نوک قله می‌رسد، اما آن‌جا هم خبری تازه نیست تا سرباز هراس‌زده را از ملال دور کند. او و ستوان در آن‌جا یک کتاب فال چینی پیدا می‌کنند و یک دسته ورق بازی. ستوان می‌خواهد فال سرباز را بگیرد، اما تنها سئوال او درباره این است که چگونه می‌میرد. سرباز می‌کوشد در آن فضای سرد و بی روح، دلمشغولی و سرگرمی تازه‌ای بیابد؛ با دوربین دیده‌بانی در آن دورها که محل استقرار دشمن باید باشد، درختی می‌بیند و اسمش را می‌گذارد «درخت من»؛ اما این درخت هم معجزه‌ای نمی‌کند. آمدن یک ستوان‌یار از واحد اطلاعات لشکر، می‌تواند روحی به آن ملال تیره بدهد؛ اما دقیقا برعکس می‌شود و ستوان و ستوان‌یار ابتدا درگیری لفظی پیدا می‌کنند و بعد با هم گلاویز میشوند. سرباز هم لحظه‌ای که احساس می‌کند ستوان در زیر دستان ستوان‌یار در حال خفه شدن است، به سمت ستوان‌یار شلیک می‌کند و او را می‌کشد. حالا نگران است که نکند ستوان، او را لو بدهد. به همین خاطر، ستوان را هم می‌کشد. دیگر لحظه‌ای که بتواند چگونه مردنش را خود تعیین کند، فرا رسیده است. چون می‌داند با کارهایی که کرده، اعدام در انتظار اوست. به همین خاطر، خودش گرای مقر را به مرکز می‌دهد تا نیروهای خودی همان‌جا را که محل استقرار اوست به توپ ببندند... قسمتی از کتاب:پول خردهایش را درآورد و ریخت روی جعبه، پیش روی ستوان. - پول دشمن هم که داری! - برای یادگاری برداشتم، با این انگشتر. دستش را جلو آورد و انگشتر فیروزه‌اش را نشان داد. - بچه‌ها جنازه‌ها را لخت می‌کنند. من فقط از این انگشتر خوشم آمد. پول خردهایش ریخته بود زمین؛ یک بچه دوازده سیزده ساله. ستوان چیزی نگفت. انگشتر به انگشتش بزرگ بود. پارچه پیچانده بود دور رکابش. ستوان گفت: «قلم و کاغذ حاضر کن!»صفحه 30

مشخصات

مشخصات محصول
نویسنده
داوود غفارزادگان
مترجم
-
ناشر
سوره مهر
شابک
9789645062680
تعداد صفحات
65
قطع کتاب
رقعی
سال انتشار/نوبت چاپ
1403
نوع جلد
شومیز
چاپ جاری
13

دیدگاه ها (0)

اگر این محصول را قبلاً خریده اید تجربه تان را به دیگران بگویید. با ثبت نظرات خود، دیگران را در خریدشان یاری کنید.