پیشنهاد شگفت انگیز

کتاب جدال شاهزاده و شبگرد - روایتی از یک عشق پرشور سیاسی - نشر معارف

(0)
  • شابک : 9786004417297
  • سال نشر : 1404
  • چاپ جاری : 1
  • نوع جلد : شومیز
  • قطع : رقعی
  • تعداد صفحات : 472
  • ناشر : معارف
  • نویسنده : زهرا صادقی
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
کد محصول: 616441
از 2 روز دیگر
ارسال از تهران ، تهران
گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا
موجودی: 1
370,000 تومان

اطلاعات بیشتر

کتاب جدال شاهزاده و شبگرد نوشتهٔ زهرا صادقی، رمانی اجتماعی با محوریت زندگی دانشجویان و دغدغه‌های فکری و عاطفی آنان است. صادقی در این اثر با نگاهی نقادانه و در عین حال عاشقانه، مفاهیمی چون هویت، دین، سیاست و روابط خانوادگی را در بستر جامعهٔ امروز ایران به تصویر می‌کشد. صادقی با زبانی صمیمی و نگاهی تیزبین، بی‌داوری و بدون نتیجه‌گیری قطعی، فضایی می‌سازد که در آن فکر و احساس در جدالی دل‌نشین به گفت‌وگو می‌نشینند.

درباره کتاب جدال شاهزاده و شبگرد

جدال شاهزاده و شبگرد از همان سطرهای آغازین مخاطب را به دل تقابل اندیشه و احساس می‌برد. شبی بارانی و اتفاقی ساده، سرنوشت «آسرا» ـ دانشجوی جوان و پرشور ـ را با «میکائیل» ـ وکیل جدی و اندیشه‌ورز ـ گره می‌زند. گفت‌وگوها و رویارویی‌های مکرر این دو در مسیر تحصیل و زندگی، بستری می‌شود برای شکل‌گیری رمانی پرتنش، تأمل‌برانگیز و سرشار از دیالوگ‌های فلسفی و احساسی. این اثر در بستر فضای دانشگاهی شکل می‌گیرد؛ جایی که تضاد اندیشه‌ها، بحث‌های داغ دانشجویی و گفت‌وگوهای تند و گزنده، تصویر واقعی از ذهن و زبان نسل امروز را نشان می‌دهد. زهرا صادقی با زبانی ساده اما اندیشمندانه، دغدغه‌های جوانانی را به تصویر می‌کشد که میان سنت و مدرنیته، ایمان و تردید، عشق و عقل در نوسان‌اند. او در این رمان از مبانی فکری آیت‌الله مصباح در حوزهٔ ولایت فقیه و اندیشهٔ سیاسی الهام گرفته و تلاش کرده است این مفاهیم را از مسیر داستان و شخصیت‌پردازی، نه با بیانی خطابی بلکه با نگاهی هنرمندانه، به ذهن مخاطب القا کند. نتیجهٔ این رویکرد، اثری است متعهد به اندیشه اما در عین حال پویا، احساسی و خواندنی.
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
جدال شاهزاده و شبگرد فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است از کشمکش درونی نسل جوانی که میان شور عشق و دغدغهٔ حقیقت سرگردان است. گفت‌وگوهای پرکشش میان آسرا و میکائیل، بازتاب‌دهندهٔ تضاد نگاه‌ها به مسائل بنیادینی چون آزادی، دینداری، نقش زن در جامعه و جایگاه سیاست در زندگی فردی است. خواندن این کتاب فرصتی است برای اندیشیدن دوباره به پرسش‌هایی که شاید هر جوان امروزی، در خلوت خود از آن‌ها می‌پرسد.

خواندن کتاب جدال شاهزاده و شبگرد را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟

این رمان برای دانشجویان، علاقه‌مندان به مباحث اجتماعی و سیاسی، و کسانی که دغدغهٔ فهم هویت و روابط انسانی را دارند، انتخابی الهام‌بخش است. اگر از رمان‌هایی لذت می‌بری که هم ذهن را به چالش بکشد و هم دل را درگیر کند، جدال شاهزاده و شبگرد تو را ناامید نخواهد کرد. این کتاب به‌ویژه برای مخاطبانی مناسب است که در جست‌وجوی پیوند میان تفکر دینی و زندگی معاصر هستند و می‌خواهند روایت متفاوتی از عشق و اندیشه بخوانند.

در بخشی از کتاب جدال شاهزاده و شبگرد می‌خوانیم

«چهارشنبه‌شب بود؛ از همان شب‌هایی که گرما به تن خسته شهر می‌چسبد. صدای موسیق از کافه‌های کنار خیابان به گوش می‌رسید. مهتاب بدون هیچ مانعی در آسمان فرمانروایی می‌کرد. پدال گاز را تا آخر فشار داده بود و باعجله از بین خودروها می‌گذشت. هرم گرمای هشتم شهریور از لابه‌لای خودروها به صورتش خورد. شیشه را بالا داد و کولر را روشن کرد. سر چهارراه طوری ترمز کرد که صدای کشیده‌شدن لاستیک روی آسفالت تا پنجاه متر آن‌طرف‌تر هم شنیده شد. کنار لبش را گاز گرفت. انگشتر عقیق دست راستش را که با چسب نواری اندازه‌اش کرده بود، عقب‌تر کشید. با سبزشدن چراغ، سریع‌تر از خودروهای دیگر راه افتاد. نگاهش به کیلومترشمار بود و سرعتی که هر لحظه زیادتر می‌شد. قطعاً قصد خودکشی نداشت؛ فقط می‌خواست هرچه سریع‌تر خودش را به دوستانش برساند. نزدیک پاتوق همیشگی، داخل کوچه پیچید و همان لحظه صدای دریافت پیامک تلفن همراهش بلند شد. کوچه خلوت و تاریک بود. گوشی موبایل را که روی صندلی انداخته بود با عجله برداشت. حبوبه نوشته بود: «یه ثانیه از نه و نیم دیرتر بیای، شام رو باید خودت حساب کنی. من و ساغر رسیدیم.» آهی کشید و زیرلب گفت: «مفت‌خور!» به ساعت گوشی موبایلش نگاهی انداخت. نه و نیم بود. همین‌که نگاهش را از صفحه گوشی بالا آورد، وسط کوچه، نزدیک خودرو کسی را دید. با هول و ولا ترمز کرد و چشمش را بست. تپش قلبش ناگهان بالا رفت. دستش می‌لرزید. وقتی خودرو ایستاد تحمل بازکردن هر دو چشمش را نداشت. اجزای صورتش را جمع کرد. یک پلکش را باز کرد و هم‌زمان گفت: «خدایا، چیزی‌ش نشده باشه!» عضلات صورتش به‌سبب حرص ناگهانی در هم فرو رفته بود و همچنان یک پلکش باز و آن‌یکی بسته بود. قطعاً قیافهٔ مضحکی پیدا کرده بود. پسر جوانی را دید، چسبیده به سپر خودرو که یک دستش را به کاپوت گرفته بود و با اخم نگاهش می‌کرد. تلفن همراه توی دستش را روی صندلی پرت کرد. دو پسر آن طرف کوچه کنار در رستوران ایستاده بودند. شیشه را پایین داد. یکی از آن‌ها گفت: «میکائیل! خوبی؟ چیزیت که نشد؟» میکائیل دستش را بالا آورد و بدون آنکه به آن‌ها نگاه کند گفت: «خوبم.»

مشخصات

مشخصات محصول
نویسنده
زهرا صادقی
ناشر
معارف
شابک
9786004417297
تعداد صفحات
472
قطع کتاب
رقعی
سال انتشار/نوبت چاپ
1404
نوع جلد
شومیز
چاپ جاری
1

دیدگاه ها (0)

اگر این محصول را قبلاً خریده اید تجربه تان را به دیگران بگویید. با ثبت نظرات خود، دیگران را در خریدشان یاری کنید.