کتاب فانتزی های عصر جدید - نشر سوره مهر
- شابک : 9786000328269
- سال نشر : 1398
- چاپ جاری : 1
- نوع جلد : شومیز
- قطع : رقعی
- تعداد صفحات : 160
- ناشر : سوره مهر
- نویسنده : کبری حیدری گوجانی
محصولات مشابه
اطلاعات بیشتر
در دنیای پر هیاهو و گاه پریشانِ امروز، گویی همه ما در جستوجوی قصهگویی هستیم که دستمان را بگیرد و از هزارتوی بیخوابیها و دغدغههایمان عبور دهد؛ روایتی که هم ریشه در واقعیتهای آشنا داشته باشد و هم پر از جادوی خیال. کتاب «فانتزیهای عصر جدید» نوشتهٔ کبری حیدری گوجانی، دقیقاً همان ندای آرامشبخشی است که از دل ادبیات معاصر ایران برخاسته است. این رمان که در سال 1398 به چاپ رسیده، نه تنها یک داستان، بلکه پلی است بین جهان اساطیری قصههای کهن و پیچیدگیهای زندگی مدرن.
درباره کتاب «فانتزیهای عصر جدید»
این رمان معاصر ایرانی، روایتگر بخشی از حقایق جاری در جامعهٔ ماست، اما از زبان راویی که گویی از اعماق تاریخ و افسانهها به جهان امروز پا گذاشته است. کبری حیدری گوجانی، قصه را از زبان دختری روایت میکند که خود را از نوادگان «شهرزاد قصهگو» میداند؛ تا جایی که مخاطبانش او نیز به سادگی «شهرزاد» مینامند. این شهرزاد جدید، درست مانند نامزدۀ افسانهایاش، نه برای نجات جان خویش، که برای رهایی ما از تشویش و بیخوابی پا به عرصه وجود میگذارد. کتاب با سخن گفتن شهرزاد دربارهٔ آرامش شب آغاز میشود. او خطاب به مردمی سخن میگوید که برای فرار از پریشانی، به قرصهای لورازپام پناه بردهاند یا در تکراری بیپایان، هزاروپانصدوسیوچهار گوسفند را شمردهاند. او همه را فرامیخواند: آنها که در شهرهای شلوغ غرق شدهاند، آنها که در سکوت روستاها به ستوه آمدهاند و آنها که در حیاط خانههایشان به تاریکی خیره ماندهاند. شهرزاد خود را یکی از ما میداند، آدمیزادی که کارش از ازل تا ابد، قصهگویی بوده است. اما قصههای او تنها دربارهٔ پریان زیبا و شاهزادگان نجیب نیست؛ بلکه داستان دزدان بداقبال، معتادان گمنام و روایتهایی سرشار از عشق، ترس و حکمت زندگی مدرن را نیز در برمیگیرد. او قول میدهد که از امشب به خانههایمان میآید تا ما را از چنگال بیخوابی و تشویش پس از آن نجات دهد. همراهی با این راوی افسانهای، سفر به درون خودمان و جامعهای است که در آن زندگی میکنیم.
چرا باید این کتاب را خواند؟
خواندن «فانتزیهای عصر جدید» تنها یک تجربه مطالعهٔ ساده نیست، بلکه یک واکاوی ادبی و اجتماعی است. این اثر به شکلی هنرمندانه، ساختار و روح قصهگویی هزارویک شبی را در قالبی کاملاً امروزی و مرتبط با مسائل جاری جامعه ایران بازآفرینی میکند. نویسنده با خلق راوی-شخصیتی که هم ریشه در اسطوره دارد و هم دغدغههای انسان معاصر را درک میکند، موفق شده پلی بین سنت و مدرنیته بزند. نثر کتاب که گاه شاعرانه، گاه طناز و گاه تلخ است، تصویری ملموس و چندبعدی از جامعه ارائه میدهد و مخاطب را به تفکر وامیدارد. این رمان به ما یادآوری میکند که حتی در عصر تکنولوژی و اضطراب، قصهها میتوانند نجاتبخش باشند و روایتگری، هنوز هم یکی از اصیلترین راههای درک جهان و مقابله با پریشانیهای آن است.
خواندن کتاب «فانتزیهای عصر جدید» را به چه کسانی توصیه میکنیم؟
این کتاب را به علاقهمندان به داستانهای هزارویک شب و ادبیات کلاسیک که مشتاقند ببینند این مفاهیم کهن چگونه میتوانند در بستری مدرن نفس بکشند، پیشنهاد میکنیم. همچنین دوستداران ژانر فانتزی که به دنبال فانتزیهایی هوشمندانه و منطبق با واقعیتهای اجتماعی هستند، از این اثر لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب «فانتزیهای عصر جدید» میخوانیم
«یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود. ببخشید که قصه را قطع میکنم. میخواهم قبل از گفتن قصه، عرض مهمی را به حضورتان برسانم. شاید عدهای فکر کنند قصهگوها آدمهای دروغگویی هستند و یک سری حرفهای بیسروته به هم میبافند و به زبان میآورند و نمونهاش همین شروع قصه است که میگویند: «یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود.» از اینکه لحظهای فکر کنید دروغگو هستم، تنم میلرزد. من هم مثل شما مردم عزیز بارها به این جملۀ «یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود» فکر کردهام و برای اینکه صداقتم را در ابتدا به شما نشان بدهم با راستی شروع میکنم. یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود غیر از خدا بیش از هفتمیلیارد آدم بود. ببخشید دوباره قصه را قطع میکنم. همیشه دلم میخواست به بقیۀ قصهگوها بگویم کارشان با دروغِ به این بزرگی به جایی نمیرسد و عاقبت رسوا میشوند، ولی آنها به من گوش نمیدادند. حالا که مردم عزیز، شما به من اجازۀ حرف زدن دادهاید، میخواهم از همینجا به همۀ قصهگوها تذکر بدهم که از این به بعد آدمهای به این بزرگی را انکار نکنند. مگر غیر از این است که قصهگوها نادیدهها را هم میبینند؛ پس چه منظوری دارند از انکار اینهمه واقعیت!؟ حالا که خیالم راحت شد به ادامۀ قصه میپردازم. یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود غیر از خدا بیش از هفت میلیارد آدم بود. در سرزمینهای دور، شهری کوچک، روبهروی جنگلی سرسبز، تکیه به کوهی بزرگ داشت. توی این شهر خوشآبوهوا، پنج تا خواهر به خوشی و خرمی زندگی میکردند: زری و پری و مینا و منا و سوگلی. همۀ خواهرها ازدواج کرده بودند، بهجز سوگلی که تهتغاری خانواده بود. سوگلی در دانشگاهی در شهری بزرگ درس میخواند. خواهرها، از آنجا که مادرشان را از دست داده بودند، برای سوگلی، که کنار پدرش زندگی میکرد، هر کدام جداگانه مادری میکردند؛ یکی لباس برایش میدوخت، یکی نصیحتش میکرد.»
مشخصات
دیدگاه ها (0)
لطفا پیش از ارسال نظر، این موارد را مطالعه کنید:
این محصولات ساخته و پرداخته هنرمندانی است که نظرات شما را میبینند و از آن بهرهمند میشوند؛ پس لازم است محتوای ارسالی شما منطبق برعرف و شئونات جامعه و با بیانی دوستانه و عاری از لحن تند، تمسخرو توهین باشد. طبیعتاً نظرات دلگرم کننده شما موجب شکوفایی ذوق هر هنرمند خواهد بود. از ارسال لینک سایتهای دیگر و ارائهی اطلاعات شخصی نظیر شماره تماس، ایمیل و آیدی شبکههای اجتماعی پرهیز کنید. در نظر داشته باشید هدف نهایی از ارائهی نظر دربارهی کالا، ارائهی اطلاعات مشخص و مفید برای راهنمایی سایر کاربران در فرآیند انتخاب و خرید یک محصول است. ما در این قسمت به نظرات و سوالات شما در اسرع وقت پاسخ میدهیم، پس شکیبایی پیشه کنید. سوالات شخصی خود، مبنی بر پیگیری سفارشات یا مشکلات در ثبت خرید را از طریق تماس با فروشگاه مرتفع کنید. هرگونه نقد و نظر در خصوص سایت ربیع، مشکلات دریافت خدمات و درخواست کالا و نیز گزارش تخلفات را از طریق تماس با شمارهی 02591002425 در میان بگذارید و از نوشتن آنها در بخش نظرات خودداری کنید.