کتاب دریا دل - روایت زندگی فاطمه دهقانی همسر فداکار شهید ابوالفضل رفیعی - نشر ستاره ها
- شابک : 9786002540669
- سال نشر : 1400
- چاپ جاری : 4
- نوع جلد : شومیز
- قطع : رقعی
- تعداد صفحات : 410
- ناشر : ستاره ها
- نویسنده : مریم قربان زاده
محصولات مشابه
اطلاعات بیشتر
"دریادل" کتابی تأثیرگذار از مریم قربان زاده است که روایتگر زندگی فاطمه دهقانی، همسر فداکار شهید ابوالفضل رفیعی میباشد. این اثر که توسط نشر ستارهها منتشر شده، بخشی از مجموعه "تاریخ شفاهی زنان قهرمان" است و با نثری صمیمی و بهرهگیری از لهجهی شیرین مشهدی، خواننده را به فضای پرالتهاب و پرامید سالهای اولیه انقلاب میبرد. کتاب حاضر نهتنها یک روایت تاریخی، بلکه تصویری زنده از مقاومت، عشق و ایثار یک زن در دوران دفاع مقدس است.
درباره کتاب دریادل
این کتاب با روایتی داستانگونه و مستند، لحظهبهلحظهی زندگی مشترک فاطمه دهقانی با شهید رفیعی را به تصویر میکشد. از شیرینیهای آغازین زندگی گرفته تا سختیهای دوری همسر در جبههها، همه با جزئیاتی تأثیرگذار و گاه دردناک روایت شدهاند. دیالوگهای کتاب که با لهجهی اصیل مشهدی نقل شدهاند، بر جذابیت و حس واقعگرایی اثر افزودهاند.
خواندن کتاب دریادل را به چه کسانی توصیه میکنیم
این اثر برای تمامی کسانی که به مطالعهی خاطرات و تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس علاقه دارند، کتابی ارزشمند محسوب میشود. همچنین، به دلیل روایت صمیمی و پراحساس آن، برای جوانانی که میخواهند با سبک زندگی و ارزشهای نسل انقلاب آشنا شوند، بسیار مناسب است. پژوهشگران حوزهی زنان و تاریخ معاصر نیز میتوانند از این کتاب به عنوان منبعی دست اول بهره ببرند.
"دریادل" بیش از آنکه یک کتاب خاطرات باشد، روایتی است از عشق و مقاومت زنی که در سختترین شرایط، همسرش را به جبهههای حق علیه باطل بدرقه کرد و خود، سنگر خانه و خانواده را با اقتدار حفظ نمود. این اثر، یادگاری ماندگار از ایثارگریهای بیادعای زنان انقلاب است.
در بخشی از کتاب دریادل میخوانیم:
موقع خداحافظی مجال نبود که تنها باشیم و خداحافظی کنیم. تا سر کوچه بدرقهاش کردم. وقتی از شلوغی ها و سر و صدای بچهها و آبجیها و بقیه دور شدیم، دستش را دراز کرد و گفت:”هوای خودت و بچهها و خانم بزرگ ر داشته باش.” دست که دادم، متوجه شدم انگشتر سر عقدمان توی انگشتش نیست!
گفتم:”ابوالفضل انگشتر فیروزت کو؟” جا خورد. خندید و دستش را از دستم کشید بیرون و گفت:”ای وای! بالاخره فهمیدی؟نمدنم! توی آموزش گمش کردم. نفهمیدم کجا افتاد. خیلی هم دنبالش گشتم. اما توی بیابونا مگه پیدا مره!” سری تکان دادم و گفتم:”دگه انگشتر بختمان ر گم کردی، بختمان هم گم مشه.” زد زیر خنده و گفت:”ای چه حرفیه؟! خرافاتی نشو فاطمه. بر مگردم مرم یکی دگه مخرم. فعلا که بختمان دره خوش و خرم جیک جیک مکنه.”
“کتاب به لهجه مشهدی است.
مشخصات
دیدگاه ها (0)
لطفا پیش از ارسال نظر، این موارد را مطالعه کنید:
این محصولات ساخته و پرداخته هنرمندانی است که نظرات شما را میبینند و از آن بهرهمند میشوند؛ پس لازم است محتوای ارسالی شما منطبق برعرف و شئونات جامعه و با بیانی دوستانه و عاری از لحن تند، تمسخرو توهین باشد. طبیعتاً نظرات دلگرم کننده شما موجب شکوفایی ذوق هر هنرمند خواهد بود. از ارسال لینک سایتهای دیگر و ارائهی اطلاعات شخصی نظیر شماره تماس، ایمیل و آیدی شبکههای اجتماعی پرهیز کنید. در نظر داشته باشید هدف نهایی از ارائهی نظر دربارهی کالا، ارائهی اطلاعات مشخص و مفید برای راهنمایی سایر کاربران در فرآیند انتخاب و خرید یک محصول است. ما در این قسمت به نظرات و سوالات شما در اسرع وقت پاسخ میدهیم، پس شکیبایی پیشه کنید. سوالات شخصی خود، مبنی بر پیگیری سفارشات یا مشکلات در ثبت خرید را از طریق تماس با فروشگاه مرتفع کنید. هرگونه نقد و نظر در خصوص سایت ربیع، مشکلات دریافت خدمات و درخواست کالا و نیز گزارش تخلفات را از طریق تماس با شمارهی 02591002425 در میان بگذارید و از نوشتن آنها در بخش نظرات خودداری کنید.