کتاب بچه های ممد گره

کتاب بچه های ممد گره

(0)

کتاب«بچه های مَمّد گره» به بیان خاطرات دیده بانی گردان های ادوات و توپخانه لشکر 32 انصارالحسین(ع) استان همدان می پردازد که توسط حمید حسام نگارش شده و توسط انتشارات فاتحان به چاپ رسیده است. در بخشی از این کتاب آمده است: «آن جبهه با آن گستردگی تنها یک دیده بان داشت,«محمد منوچهری» که بچه های همدان به خاطر این که خوب و دقیق گرای عراقی ها را به قبضه های خمپاره ها و توپخانه می داد«مَمّد گره» صدایش می کردند. شاگردی «مَمّد گره» توفیقی بود که شامل حال هر کسی نمی شد. کار دیده بانی تخصص و آموزش و شجاعت همراه با حوصله و صبر می خواست و همه اینها بدون اخلاص در عمل و توکل و سپردن کار به خدا پشیزی نمی ارزید و «مَمّد گره» همه اینها را داشت و خدا روزی من کرد که شاگرد او باشم.»

25,000 تومان
پیشنهاد شگفت انگیز
ارسال توسط فروشگاه اینترنتی ربیع
ارسال در سریع ترین زمان ممکن
ارزان ترین قیمت در فروشگاه بهشت قلم
گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا
کشوره سازنده: ایران
10 امتیاز با خرید این کالا
کد محصول:
14492
فهرست فروشندگان
بهشت قلم
ارسال در سریع ترین زمان ممکن
25,000
تومان

اطلاعات بیشتر

معرفی کتاب ممد گره

کتاب حاضر اثری از حمید حسام می باشد که توسط انتشارات فاتحان منتشر شده است.
بسیجی دیده بانی که نیامده «سیم اش وصل شد » و در اولین روز حضورش در «دیدگاه »، سراسیمه به لقاء الله پیوست. دانش آموز بسیجی که وقتی برای انجام مأموریت دیده بانی در عملیات کربلای 4 به گردان پیاده معرفی شد در عملیات کربلای 4 قبل از رسیدن نیروها به آن سوی اروند رود در قایقش آسمانی شد. جانباز و فرزند شهیدی که علیرغم «نان آوری » برای خانواده پرجمعیتش، با اصرار زیاد در عملیات بیت المقدس 2 در آزادسازی شهر مأووت عراق شرکت کرد و به خیل عظیم شهداء پیوست. جانبازی که علیرغم مجروحیت شدید دستش در همان عملیات حضور یافت و در حالی که به سختی دوربین را به دستش می گرفت به شهادت رسید. دیده بان مداحی که پس از مجروح شدن در «سنگرکمین » جزیره مجنون، هنگام انتقال به بیمارستان صحرایی، قایقش مورد هدف آتش باری دشمن قرار گرفت و با شهادت سکاندار قایق، وزش باد و جریان آب قایقش را به سوی دشمن برد و پس از 2 روز، تن مجروحش را از بین نیزارها به عقب باز گرداندند و اکنون شبانه روز با همدم 30 ساله اش «درد مزمن »، نجوا می کند و «درد مزمن » حتی اجازه نداد که از خاطرات آن روزها برایمان بگوید.

لشگر انصارالحسین(ع) متشکل از نیروهای استان همدان بود و رزمندگانی که اهالی این استان بودند در آن می جنگیدند. با آغاز جنگ تحمیلی توسط حزب بعث عراق، رزمندگان عمدتا سپاهی از همدان به شکل تخصصی با فن دیده بانی آشنا نبودند. سرعت، پیشروی های زمینی دشمن، فرصت آموزش و استفاده از ابزار آتش را به نیروهای مردمی نمی داد و به غیر از دو سه تن که پیش از جنگ، خدمت سربازی را در ارتش گذرانده بودند، کسی با به کار گیری ظرفیت آتش منحنی آشنا نبود.

در سال 1359 که شروع خاطرات کتاب هم از همین مقطع است، رزمندگان سپاه همدان، مسئول دفاع از شهر سرپل ذهاب بودند و سهمشان برای این دفاع، فقط یک قبضه خمپاره اندازه 120 میلی متری بود.

این کتاب 6 بخش دارد که به ترتیب عبارتند از: دیده بانی در سال 1359، دیدبانی در سال 1360، دیده بانی در سال 1361، دیده بانی در سال 1362، دیده بانی در سال 1365 و دیده بانی در سال 1367.

عنوان برخی از خاطرات این کتاب عبارت است از: نمیری تا خودم بکشمت، شیرینی خامه ای اعلا، فرمانده صبور، خضاب خون، خال هندی، پدرت را در می آورم، میازار موری که، قبر گمشده، کارخانه نمک، تانک پر رو، پس از پاتک، گیر کار خودم بودم، تلخی های قصر شیرین.
پایان هر خاطره نیز نام راوی (که سمتش نیز به پیوست آمده است) همراه با مکان و زمان وقوع خاطره و مکان و زمان بیان خاطره ذکر شده است.

بخشی از کتاب ممد گره

" گردان انصارالحسین به تیپ 32 انصارالحسین ارتقاء یافت و رزمندگان سپاهی و نیروهای مردمی استان همدان در قالب این تیپ در دو عملیات والفجر در حاج عمران عراق و والفجر در چنگوله حد فاصل مهران، دهلران- حضور جدی و تأثیرگذار یافتند. و برای نخستین بار دیده بان های عملیاتی توانستند، ارزش پشتیبانی از آتش منحنی را به ویژه در جبهه چنگوله نشان دهند. در این سال دو واحد ادوات و توپخانه در قالب یک گردان ادغامی ادوات شناخته می شدند."

 

مشخصات

مشخصات کلی
گارانتی
دارد
شمارگان
3000
شابک
9786008417293
موضوع
خاطرات
قطع
رقعی
تعداد صفحات
528
سال انتشار
1395
نوبت چاپ جاری
اول
ناشر
فاتحان
نویسنده
حمید حسام
نوع جلد
شومیز
بسته بندی
بسته بندی سلفون همراه با بسته بندی پستی
ساخت کشور
ایران
ارسال
ارسال به سراسر کشور تحت لیسانس شرکت پست جمهوری اسلامی ایران

دیدگاه ها (0)

فروشگاه محصولات و مصنوعات فرهنگی و هنری ربیع دانلود اپلیکیشن ربیع