ورود حضرت مسلم به کوفه

مسلم بن عقیل فرزند عقیل بن ابی‌طالب، پسر عموی حسین بن علی، برادرزاده علی بن ابی‌طالب و سفیر حسین بن علی در کوفه در هنگام قیام عاشورا برای بررسی اوضاع و بیعت گرفتن از مردم بود.

قیام مسلم بن عقیل

مُسْلِم بن عَقیل بن ابی طالب (شهادت: سال ۶۰ قمری) سفیر امام حسین(ع) در کوفه در واقعه کربلا و از آل ابی‌طالب بود. مسلم در برخی فتوحات مسلمانان و نیز در جنگ صفین حضور داشت. وی در گزارشی به امام حسین(ع) از آمادگی کوفیان برای حضور امام در کوفه خبر داد.

هنگام خروج امام حسین(ع) از مدینه به سوی مکه، مسلم بن عقیل یکی از همراهان او بود. پس از اینکه نامه‌های مردم کوفه به امام رسید، وی مسلم را به کوفه فرستاد تا اوضاع و شرایط آن شهر را بررسی کند و درباره درستی ادعای کوفیان مبنی بر کثرت پیروان امام(ع)، اطمینان یابد و به امام گزارش کند (دینوری، 1، ص۲۳۰). بنابر برخی روایات، امام حسین(ع)، قیس بن مسهر صیداوی، عمارة بن عبد سلولی و عبدالرحمان بن عبدالله ارحبی را نیز به همراه مسلم بن عقیل، به کوفه فرستاد (بلاذری، أنساب الأشراف، ج۳، ص۱۵۹).

آغاز حرکت و گرفتاری در راه

مسلم بن عقیل در ۱۵ رمضان ۶۰ قمری از مکه خارج شد (مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۶۴) و ابتدا به مدینه رفت و از آنجا همراه با دو راهنما، از بی‌راهه به سوی کوفه رهسپار شد که به نظر می‌رسد برای مخفی ماندن حرکتش به کوفه بوده است. آنها در بیابان راه را گم‌کردند و دچار بی‌آبی و تشنگی شدند. در این واقعه دو راهنما درگذشتند و خود مسلم نجات پیدا کرد و خود را به آبادی‌ای رساند و پیکی را نزد امام حسین(ع) فرستاد و واقعه را شرح داد و با اشاره به اینکه این پیش آمد را به فال بد گرفته، از ایشان خواست که او را از ادامه راه منصرف کند اما امام دستور به ادامه راه داد (طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ۳۵۴-۳۵۵).

ورود مسلم به کوفه

مسلم در ۵ شوال به کوفه رسید (مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۵۴) و در خانه مختار بن ابی عبید ثقفی (بلاذری، أنساب الأشراف، ج۲، ۷۷)، و بنابر برخی روایات در خانه مسلم بن عوسجه ساکن شد (مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۵۴).

بیعت کوفیان با مسلم

در کوفه ۱۲ هزار نفر با مسلم بن عقیل به نمایندگی از امام حسین(ع) بیعت و برای همراهی امام اعلام آمادگی کردند (طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۴۸). برخی تعداد بیعت‌کنندگان را ۱۸ هزار نفر (دینوری، الأخبار الطوال، ص۲۳۵) و برخی بیش از ۳۰ هزار نفر (ابن قتیبة الدینوری، الامامة و السیاسة، ج۲، ص۸) نوشته‌اند. برخی از تاریخ‌پژوهان با تحلیل وقایعی که در ادامه حضور مسلم در کوفه روی داد (از جمله غلبه آسان و بی‌دردسر عبیدالله بن زیاد بر این شهر و شکست قیام مسلم) تعداد واقعی بیعت‌کنندگان با مسلم بن عقیل را بسیار کمتر از آنچه در منابع نقل شده دانسته‌اند (زرگری‌نژاد، نهضت امام حسین، ص۱۳۵-۱۴۰ و ۱۴۵-۱۴۸). برخی دیگر نیز با تخمین جمعیت آن زمان شهر کوفه براساس روایات تاریخی، مردان جنگی شهر کوفه را بیش از ۶۰ هزار نفر دانسته‌اند که بر این اساس، تعداد بیعت‌کنندگان با مسلم، تنها یک سوم جمعیت جنگجوی کوفه بوده‌اند (صفری فروشانی، مردم‌شناسی کوفه، ص۱۵). به همین جهت در تحلیل شرایط حرکت امام به کوفه، لازم است به این نکته توجه شود مردمی که در کوفه با مسلم بیعت نکرده بودند، همگی از مخالفان امام یا دوستداران امویان نبوده‌اند بلکه عده کثیری از شرکت در این منازعه کناره گرفته بودند؛ ازاین‌رو همین تعداد بیعت‌کنندگان برای برپایی قیامی در کوفه کافی بود و با اتکا به همین موضوع بود که امام حسین(ع) با دریافت نامه مسلم، رهسپار کوفه شد (تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهدا، ج۱، ص۵۸۸-۵۹۲).

مسلم بن عقیل در ۱۱ ذی‌القعده (محدثی، فرهنگ عاشوراء، ص۲۰۳) نامه‌ای به امام حسین(ع) نوشت و تعداد زیاد بیعت‌کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه دعوت کرد (دینوری، الأخبار الطوال، ص۲۴۳). متن نامه مسلم به امام حسین(ع) در منابع، با اختلاف نقل شده است. براین‌اساس، ۱۲ هزار (دینوری، الأخبار الطوال، ص۲۴۳)، ۱۸ هزار (ابن سعد، طبقه خامسه، ج۱، ص۶۵) و حتی در برخی نیز به آمادگی تمام مردم کوفه در نامه وی اشاره شده است (طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۹۵).

ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه

هنگام ورود مسلم به کوفه، حاکم این شهر نعمان بن بشیر بود که منابع تاریخی او را فردی نرم‌خو و صلح‌طلب معرفی کرده‌اند (بلاذری، أنساب الأشراف، ج۲، ص۷۷). هنگامی که خبر بیعت مردم با مسلم بن عقیل در کوفه پیچید، نعمان بن بشیر، مردم را جمع کرد و آنان را به دوری از تفرقه توصیه کرد، اما گفت: تا کسی با من پیکار نکند، با او نخواهم جنگید. هنگامی که طرفداران حکومت اموی به این روش نعمان اعتراض کردند و او را ضعیف خواندند، او گفت: برای من این خوش‌تر از آن است که قوی باشم، اما از فرمان خدا سرپیچی کنم (دینوری، الأخبار الطوال، ص۲۳۳). طرفداران و عاملان یزید، از جمله عمر بن سعد بن ابی وقاص و محمد بن اشعث کندی نامه‌ای به یزید نوشتند و به او گزارش دادند که اگر کوفه را می‌خواهی، شتاب کن که حاکم فعلی کوفه، نعمان بن بشیر، ضعیف است یا خود را به ناتوانی زده است (بلاذری، أنساب الأشراف، ج۲،‌ ص۷۷-۷۸). به همین جهت یزید، عبیدالله بن زیاد را که در آن هنگام حاکم بصره بود، به حکومت کوفه منصوب کرد (دینوری، الأخبار الطوال، ۱۳۳۰ق، ص۲۳۱).

عبیدالله پس از ورود به کوفه به جستجوی پیوند یافتگان با مسلم بن عقیل پرداخت و سران قبایل را تهدید کرد که نام و نشان بیعت‌کنندگان از قبیله خود را در اختیار او قرار دهند و یا متعهد شوند که کسی از قبیله ایشان، مخالفت امویان نخواهد کرد وگرنه خونشان را خواهد ریخت و اموالشان را مصادره خواهد کرد (طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۵۹).

با آمدن عبیدالله بن زیاد به کوفه، و پخش خبر تهدیدها و اقدامات او، فضای کوفه نا امن شده بود و مسلم بن عقیل برای حفظ امنیت خود، از خانه مختار خارج شد و به خانه هانی بن عروه از بزرگان کوفه رفت و از او خواست تا به او پناه دهد. هانی بن عروه با اینکه از خطر پذیرش این مسئولیت نگران بود، به مسلم پناه داد و از آن پس، شیعیان برای دیدار با مسلم به خانه هانی می‌رفتند (بلاذری، أنساب الأشراف، ج۲، ص۷۹).

دستگیری هانی و قیام مسلم

ارتباط مسلم با شیعیان مخفیانه بود، اما عبیدالله بن زیاد با گماردن جاسوسی به نام معقل که خود را از طرفداران مسلم بن عقیل و علاقه‌مند به دیدار او نشان می‌داد از مخفیگاه مسلم، آگاه شد. بعد از اینکه عبیدالله بن زیاد از مخفی‌گاه مسلم آگاه شد، هانی بن عروه را به قصر فراخواند و از او خواست مسلم را به وی تحویل دهد. چون هانی زیر بار چنین کاری نرفت بازداشت شد. هنگامی که خبر دستگیری هانی به مسلم رسید، مسلم از پیروان خود خواست قیام کنند، بنابر روایات منابع تاریخی حدود ۴۰۰۰ نفر با شعار یا منصور امت فراهم شدند (همان، ص79-80). در نیرو‌هایی که مسلم فراهم آورده بود، عبدالرحمن بن کریز فرمانده کندیان، مسلم بن عوسجه فرمانده مذحجیان، ابی ثمامه صیداوی فرمانده تمیم و همدان و عباس بن جعده بن هبیره فرمانده قریش و انصار بودند (دینوری، اخبار الطوال، ص۲۳۹-۲۴۰). قیام‌کنندگان به سوی قصر حکومت راه افتادند و آن را محاصره کردند، داخل قصر تنها ۵۰ تن از محافظان عبیدالله و نزدیکان وی حضور داشتند (بلاذری، أنساب الأشراف، ج۲، ص۸۰).

در این هنگام عبیدالله بن زیاد از بعضی از بزرگان کوفه که کنارش بودند مانند محمد بن اشعث، کثیر بن شهاب حارثی، شبث بن ربعی، قعقاع بن شور، حجار بن ابجر و شمر بن ذی الجوشن خواست که به میان جمعیت روند و با دادن وعده و وعید و ترساندن مردم از رسیدن سپاه شام، آنان را از یاری مسلم و امام حسین(ع)، بازدارند (همان، ص80-81). این حیله کارگر شد. روایات تاریخی از ترس مردم در پی تبلیغات همراهان عبیدالله و سرعت پراکنده شدن آنان از اطراف مسلم حکایت دارند، تا جایی که شب‌هنگام مسلم تنها ماند و جایی برای خفتن نداشت (طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۳۶۹-۳۷۱).

دستگیری و شهادت مسلم

مسلم پس از تنهایی و بی‌سرپناهی به زنی به نام طوعه پناه برد و در خانه او مخفی شد؛ اما پسر طوعه، صبح روز بعد، خبر را به عوامل حکومت رساند و ابن زیاد گروهی ۷۰ نفره را به محمد بن اشعث داد که مسلم را دستگیر کند و به قصر بیاورند (بلاذری، أنساب الأشراف، ج۲، ص۸۱).

پس از زد و خوردی که میان مسلم و نیروهای حکومتی پیش آمد، محمد بن اشعث به مسلم گفت: اگر تسلیم شود در امان است. بدین طریق مسلم، تسلیم شد و به قصر آورده شد، ولی ابن زیاد، امان پسر اشعث را بی‌جا خواند و پس از مشاجراتی که میان وی و مسلم گذشت، دستور داد، بکیر بن حمران (که در درگیری با مسلم زخمی شده بود) وی را به بالای قصر برده و سرش را از بدن جدا کند (مفید، الارشاد، ص۵۳-۶۳). پس از جدا کردن سر مسلم، بدن او را از بالای قصر به پایین انداختند (مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۶۵).

بنا بر برخی گزارش‌های تاریخی مسلم که نگران امام حسین(ع) بود از عمر بن سعد که قریشی بود خواست تا بدو وصیت کند. نخستین وصیت او این بود تا کسی را نزد امام فرستد و او را از آمدن به کوفه منع کند. دیگر آنکه جنازه او را کفن و پس از آن دفن کند و دیگر آن که بدهی او را با فروختن شمشیر و دیگر وسایلش بپردازد (جعفریان، تاملی در نهضت عاشورا، ۱۳۸۱ش، ص۱۶۸).

پس از شهادت مسلم، ابن زیاد دستور قتل هانی بن عروه را نیز صادر کرد و سپس سرهای این دو را به شام نزد یزید بن معاویه فرستاد (ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ج۵، ص۶۲).

اطلاع یافتن امام حسین از خبر شهادت مسلم

امام حسین در منزل زرود یا نزدیکی آن، خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را از مردی از طایفه بنی اسد شنید، آنان امام را از اوضاع کوفه آگاه کردند و او را از رفتن به کوفه برحذر داشتند (اخبارالطوال، ص۲۴۶).

عبداللَّه بن سليمان و منذر بن مشمعل‏ در این منزل به کاروان امام رسیدند و تا ثعلبیه با او همراه شدند. بنا به آنچه که در ارشاد شیخ مفید آمده، این دو تن، خبر کشته شدن مسلم و هانی را در زرود شنیدند و در ثعلبیه به امام رساندند (شیخ مفید، ارشاد، ج۲، ص۷۳-۷۴).

علت شکست قیام کوفه و مأموریت مسلم

بیشتر نویسندگان، با توجه با اطلاعات موجود در منابع، در علت‌یابی شکست قیام مردم کوفه هنگام حضور مسلم در این شهر، به نقش سیاست‌های عبیدالله بن زیاد در ایجاد وحشت بین مردم کوفه و نیز ساختار اجتماعی کوفه که مانع اتحاد و همبستگی مردمان کوفه می‌شد و روان‌شناسی کوفیان که آنان را افرادی احساساتی و نظم‌ناپذیر و دنیاطلب معرفی می‌کند، تأکید کرده‌اند (تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهداء، ج۱، ص۵۹۴-۶۰۳). اخیراً یکی از نویسندگان در کنار عوامل دیگر شکست قیام مسلم،از ضعف فرماندهی در این قیام یاد کرده‌ است.

0 نظرات

ارسال نظرات