0
ورود ورود
سبد خرید شما خالی است!

محصولات پروانه

نمایش 1 - 2 از 2 آیتم
سفارش سازی در صفحه
کتاب دیدم که جانم می رود

این کتاب به بیان خاطرات و زندگی نامه شهید مطفی کاظم زاده از زبان رفیق جانباز وی حمید داودآبادی می باشد. چه کار باید میکردم ؟ اصلا چه کار می توانستم بکنم ؟ مصطفی داشت می رفت؛ تنهای تنهای. من اما نمی خواستم بروم. اصلا اهل رفتن نبودم. نه می خواستم خودم بروم و نه مصطفی. تازه اورا کشف کرده بودم. برنامه ها داشتم برای فرداهای دوستی مان . حالا اوداشت می رفت. اوداشت میشد رفیق نیمه راه . من می ماندم ! اصلا اهل رفتن نبودم. ماندن مصطفی برای من خیلی مهم وباارزش تربود تا رفتنش. حالا باید چطور اورا ازرفتن منصرف میکردم ؟ بدون شک دست خودش بود . مگر نه این که من نخواستم بروم و نرفتم؟! پس اگر اوهم از ته دل به خدا التماس میکرد که نرود ، حتما میتوانست دل خدارا به دست بیاورد. پس باید کاری میکردم که نگاه و خواست مصطفی عوض شود. باید باخواست و تمایل او، نظر خدا را هم برمی گرداندم!

پیکسل دست رحمت

پیکسل با دو روی فلزی، که در سایز 44 میلیمتر چاپ می شود. این نمونه به راحتی با دستمال نم دار تمیز شده و قابل شست‌وشو می باشد . این دایره ی فلزی کوچک، با سنجاقی که پشت خود دارد قادر است به هر جایی که بخواهید (کوله پشتی، کیف، لباس و ....) متصل شود.

نمایش 1 - 2 از 2 آیتم