ورود ورود
سبد خرید شما خالی است!

محصولات راهیان نور

نمایش 1 - 12 از 62 آیتم
سفارش سازی در صفحه
بسته همراه اربعین و راهیان نور کودک

بسته همراه اربعین و راهیان نور کودک؛ این بسته شامل پرچم ایران، قمقمه پلاستیکی، چفیه، پلاک، عکس امام و رهبری ودو عدد سربند قرمز و سبز است. مناسب برای سفرهای زیارتی، اربعین و راهیان نور کودک.

چفیه با طرح لوگوی گام دوم انقلاب

چفیه با طرح لوگوی گام دوم انقلاب؛ جنس نخی، با ابعاد 100 در 100 (سانتی متر) ترکیب و بافت: نخ و پلی استر سنگین    

کتاب حماسه تپه برهانی

این کتاب روایتی است از حماسه‌ی عظیم تپه برهانی در عملیات والفجر2 در تابستان 1362. خاطره «تپه برهانی» نوشته «سید حمید رضا طالقانی» در سال 1365 در نخستین مسابقه بزرگ فرهنگی هنری جبهه و جنگ که توسط قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) برگزار شد، رتبه اول را در بخش خاطره نویسی کسب کرد. حماسه تپه برهانی در سوم خرداد سال 1373 نیز در نخستین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس، رتبه اول خاطره را به خود اختصاص داد و تندیس زرین برترین کتاب دفاع مقدس را از دست رئیس جمهور دریافت کرد، همچنین در سال 1379، درجشنواره «ادب پایداری» که کلیه آثار ادبی در طول بیست سال، از آغاز دفاع مقدس تا سال 1379، با حضور نخبگان ادبی کشور مورد ارزیابی قرار گرفت.  

کتاب بای ذنب قتلت

روز سوم بالاخره گفتند جنازه ی بهزاد اطراف شهر دیواندره پیدا شده , بهزاد با تمام توان مشغول خدمت رسانی به مردم از قبیل ساخت حمام , مسجد, مدرسه, بلوار کشی و آب و برق رسانی بود .شرایط ناامنی هم حاکم بود به طوری که به منزل یکی از دوستان در آن طرف خیابان رفته بودیم , موقع برگشت باید از هر دو طرف امنیت را تامین می کردند تا ما بتوانیم به سرعت عرض خیابان را عبور کنیم من به خاطر پای مجروحم نمی توانستم سریع حرکت کنم بهزاد و سید حمید ( شهید محمدی ) زیر بغل های مرا گرفتند و به سرعت از عرض خیابان عبور دادند . سال 60 به اتمام رسید و وارد سال نو شدیم . من معاونت نیروی سپاه در سkندج را به عهده گرفتم و بهزاد همچنان در مسئولیت بخشداری در منطقه پر خطر دیواندره مشغول بود.

کتاب گپ و گفت حرفه ای

کتاب «گپ وگفت حرفه ای»، مجموعه نکات کاربردی برای مصاحبه در خاطرات شفاهی انقلاب و دفاع مقدس است. دوران دفاع مقدس گنجینه تمام نشدنی افتخارات انقلاب اسلامی ایران است. یکی از توصیه های مستمر و اکید رهبر معظم انقلاب، ثبت و ضبط خاطرات ارزشمند آن دوران است که خود گنجینه ای است، از آداب و فرهنگ ایثار و مقاومت و اخلاق و حماسه و عرفان. استخراج این گنج، نیاز به مهارت و تخصص های لازم دارد که به دلیل تازه بودن این موضوع، کتاب و یا ابزار آموزشی لازم، در دسترس نیست.

کتاب خون دلی که لعل شد

کتاب خاطرات رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی)  کتاب «خون دلی که لعل شد» حاوی خاطرات حضرت آیت‌الله العظمی سیّد علی خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) از زندانها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی است. این کتاب ترجمه‌ی فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» است که پیش از این به زبان عربی در بیروت منتشر و توسط سیّد حسن نصرالله معرّفی شد.‌ آنچه کتاب حاضر را از کتابهای مشابه متمایز میکند، بیان حکمتها، درسها و عبرتهایی است که به فراخور بحثها بیان شده و هر کدام از آنها میتواند چراغ راهی برای آشنایی مخاطب کتاب بویژه جوانان عزیز با فجایع رژیم منحوس پهلوی، و همچنین  سختی‌ها، مرارتها و رنجهای مبارزان و در مقابل پایمردی‌ها، مقاومتها، خلوص و ایمان انقلابیون باشد.

کتاب تاتیک

تاتیک روایت ایثارگری‌های رزمندگان مسیحی در طول جنگ تحمیلی، جلوه با شکوهی از همگرایی ادیان در نظام جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشته است. دفاع مقدس ۸ ساله ایران و ایرانی، مسلمان، کلیمی، مسیحی و زرتشتی نمی‌شناخت. همه آمدند، پیر، جوان، زن و مرد به میدان آمدند تا صدام و یاران غربی وی نتوانند یک هفته‌ای به تهران برسند و این یک هفته ۸ سال طول بکشد و سرانجام نیز شکستی مفتضحانه را قبول کند. ایرانی بار‌ها نشان داده که بیعتش ایمانی است و تا پای جان پای قول و قرار خود می‌ایستد.

کتاب من‌ زنده‌ام

کتاب «من زنده‌ام» خاطرات دوران چهار ساله‌ی اسارت خانم معصومه آباد در زندان‌های رژیم بعث صدام است. روایت کتاب از دوران کودکی نویسنده آغاز و با بیان بخش‌های مهمی از نوجوانی وی ادامه پیدا می‌کند. کتاب، با بیان نقش و تأثیر انقلاب اسلامی بر زندگی و شخصیت خانم آباد به دوره‌ی دفاع مقدس، اسارت و آزادی او و سه بانوی آزاده‌ی دیگر، به پایان می‌رسد. این کتاب را «انتشارات بروج» منتشر کرده است. پیش از این موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی در همایش‌های جداگانه‌ای به ترتیب از کتاب‌های «نورالدین پسر ایران»، «پایی که جا ماند» و «لشکر خوبان» تقدیر نموده و یادداشت‌ها و تقریظ‌های رهبر انقلاب اسلامی را رونمایی کرده بود.

کتاب سرباز کوچک امام

کتاب «سرباز کوچک امام» روایتی است از خاطرات آزاده مهدی طحانیان از کودکی تا امروز. جهت آفرینش این اثر ارزشمند در مجموع 163جلسه مصاحبه با آقای طحانیان گرفته شده است که طی آن ها نزدیک به 350 ساعت فایل صوتی ذخیره گردیده. کتاب «سرباز کوچک امام» به بیان اتفاقات ریز و درشت زندگی مهدی طحانیان پرداخته؛ اتفاق های خواندنی و جذابی که در بسترهای متفاوتی روی می دهد و ذهن خواننده را به طرز ماهرانه ای به همراهی خویش دعوت می کند. ناب ترین بخش این خاطرات مربوط به سال های طولانی ای است که راوی در اردوگاه های نگهداری اسرای ایرانی در عراق سر می کرده. 

کتاب فرمانده‌ی من

کتاب فرمانده من از مجموعه کتاب‌های «یادنامه» با موضوع «جنگ ایران و عراق» است. فرمانده من را رحیم مخدومی، احمد کاوری، داوود امیریان، علی‌اکبر خاوری‌نژاد، حسن گلچین، هادی جمشیدیان و عباس پاسیار نوشته‌اند. رحیم مخدومی یادواره‌ای از فرمانده، مدنی نوشته است. مخدومی از صمیمت و مهربانی، شجاعت و دلاوری محبوبیت و نحوة به شهادت رسیدن مدنی را بیان کرده است. احمد کاوری نیز حدیث صلابت و یادواره سید علی‌رضا قوام، معاون گردان نوح از لشکر امام ‌رضا(ع) را در این کتاب آورده است. کاوری نیز از تواضع، متانت، خوش‌رویی، خوش‌گویی و از جاذبه‌های، شهید علی‌رضا قوام می‌گوید. داوود امیریان نیز یادواره حاج حسین طاهری، فرمانده گردان میثم را نوشته است. امیریان نیز از اخلاق و رفتار، محبوبیت، زحمات و بی‌خوابی‌ها، سخت‌گیری و آموزش نیروها و آماده کردن آن‌ها برای عملیات، عشق به حضرت زهرا و از تواضع و فروتنی طاهری می‌گوید. علی‌اکبر خاوری‌نژاد یادواره‌ای از فرمانده محمودیان، حسن گلچین‌ خاطره‌ای از فرمانده علی غفاری، هادی جمشیدیان از خادمی فرمانده سپاه بانة کردستان، عباس پاسیار از محمد بروجردی فرمانده عملیات غرب را نوشته‌اند. اکنون، همه این فرماندهان که در کتاب، یادواره و خاطراتشان و شجاعت‌ها و دلاوری‌هایشان آمده است به درجه رفیع شهادت رسیده‌اند و این کتاب یادنامه‌ای از آن‌هاست که توسط افرادی که شاهد ایثار و فداکاری‌ها و دلاوری‌هایشان بوده‌اند، تنظیم شده است. به امید آنکه راه سرخ آن‌ها ادامه پیدا کند. رهبر انقلاب در باره این کتاب فرموده اند : «من کتاب هایی را که می خوانم معمولا پشتش یادداشت یا تقریظی می نویسم؛ این کتاب «فرمانده من» را که خواندم بی اختیار پشتش بخشی از زیارت نامه را نوشتم: السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه! واقعا دیدم که در مقابل این عظمت ها انسان احساس حقارت می کند.من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم در نفس خود حقیقتا احساس حقارت کردم.» (من و کتاب- ص ۲۸) ایشان در جایی دیگر درباره این کتاب فرموده اند: «چقدر این کتاب فرمانده من عالی است و چقدر من را متاثر و منقلب کرد.» (من و کتاب-ص ۳۱)

کتاب خاک های نرم کوشک

خاطرات اوستا عبدالحسین برونسی به نقل از خانواده و همرزمان شهید. این کتاب شرح حال انسانی وارسته است که قبل از انقلاب در روستای گلبوی کدکن از توابع تربت حیدریه به کار سخت و طاقت فرسای بنایی مشغول بود و در کنار آن به خواندن دروس حوزوی نیز روی آورده بود تا اینکه بعدها به علت شدت یافتن مبارزات او زندانی و مورد شکنجههای وحشیانه ساواک قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران زمینههای لازم برای رشد او مهیا شد چنان لیاقتی از خود نشان داد که زبانزد همگان شد و نامش حتی در محافل خبری استکبار جهانی نیز راه یافت. رمز رستگاری شهید برونسی عبودیت و بندگی بی قید و شرط او در مقابل حق و حقیقت بوده است.

کتاب لشکر خوبان

کتاب حاضر، خاطرات داستانی «مهدی قلی رضایی» از رزمندگان قدیمی آذربایجان است. اگرچه او اکنون روزهای 39 سالگی خود را می‌گذراند، لشکر عاشورا که بیشترین وقایع دربارة آن روایت شده است نوجوانی را به یاد می‌آورد که با سماجت و همت ستودنی، سخت‌ترین و ناگهانی‌ترین لحظات میدانهای خطر و حادثه را تجربه کرد و از هر جنگ و عملیاتی، یادگار زخمی بر خود انداخت. «لشکر خوبان» حاصل گفت‌وگوی طولانی فرج قلی‌زاده با مهدی قلی رضایی است که بخشی از آن به قلم معصومه سپهری بازنویسی شده و در این کتاب آمده است. خواننده این کتاب می‌تواند در کنار راه جستن به ژرفای روابط انسانی، به ارزیابی مواجهة مردان رزمنده با خاطرات و حادثه‌ها بپردازد و در کنار آن، بخشی از ناگفته‌های جنگ را از زبان یک نیروی اطلاعاتی مرور کند. مهدی قلی، در روایت خود، جنگ را نه از منظر خاطره، بلکه گاه از چشم یک منتقد نگریسته است و همین شاید بتواند گامی نو در فهم زوایای گوناگون نبرد هشت سالة مردم ایران باشد. مهدی قلی‌رضایی صحنه‌ای را که در جنگ زیر آوار مانده است چنین تعریف می‌کند: منتظر کسی بودم که فکر می‌کردم به زودی خواهد آمد و مژده خواهد داد و مرا با خود خواهد برد. به آنچه از احادیث خوانده و فهمیده بودم، فکر می‌کردم. هیچ وقت به آن شدت منتظر و مشتاق یک ذره نور نبودم. در آن حال تنهایی و بی‌خودی، دستی را روی دستم حس کردم. دست، نوازشم می‌کرد و تکانم می‌داد. به تدریج صداهایی هم وارد دنیای سیاه شده بود؛ صداهایی عجیب و غریب، کلفت و بلند که گاه شبیه گریه بود. سعی کردم دستی را که دستم را در خود داشت فشار بدهم.

نمایش 1 - 12 از 62 آیتم