ورود ورود
سبد خرید شما خالی است!

محصولات جهادگر

نمایش 1 - 4 از 4 آیتم
سفارش سازی در صفحه
کتاب شمرون کناردون

کتاب شمرون کناردون، گوشه‌ای از زندگی ‌امیرمحمد اژدری را از نگاه خودش در قالب داستانی به تصویر کشیده است. امیر محمد اژدری وقتی آسمانی شد 25 ساله بود؛ اما به گفته‌ی اطرافیانش که او را به خوبی می‌شناختند، بیش از دوبرابر سنش برای رفع محرومت از چهره‌ی شهر و کشورش تلاش کرد. مسئولیت گروه پزشکی و درمانی امام رضا(ع)، مسئولیت گروه عمرانی امام رضا(ع) و عضو شورای مرکزی قرارگاه امام رضا(ع) بود. اژدری در اکثر استان‌های کشور از جمله لرستان، خوزستان، خراسان، کرمانشاه، ایلام و… سابقه انجام فعالیت‌های جهادی داشت. او در حادثه زلزله کرمانشاه از پیش‌قدمان جهادی برای کمک به مردم زلزله‌زده بود. با وجود عدم حمایت‌ها، کم کاری‌های برخی مسئولین و کمبود‌ها و نواقص، هیچ‌گاه از پای ننشست و تا حد امکان، تلاش خود را برای آبادی سرزمینش دریغ نکرد.

کتاب آقا صادق

کتاب آقا صادق؛ روایتی از زندگی جهادگر شهید سید محمدصادق دشتی. کتاب "آقا صادق" از مجموعه کتاب ‌های تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی انتشارات راه یار است. مجموعه تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی قصد دارد به تاریخ زیربنای فرهنگی انقلاب اسلامی بپردازد. جهادگران و شهیدان فرهنگی که برای رشد تفکر انقلابی در میان مردم به ویژه جوانان تلاش کردند تا نهال انقلاب اسلامی را آبیاری کنند و به ثمر برسانند.

سفارش
کتاب بای ذنب قتلت

روز سوم بالاخره گفتند جنازه ی بهزاد اطراف شهر دیواندره پیدا شده , بهزاد با تمام توان مشغول خدمت رسانی به مردم از قبیل ساخت حمام , مسجد, مدرسه, بلوار کشی و آب و برق رسانی بود .شرایط ناامنی هم حاکم بود به طوری که به منزل یکی از دوستان در آن طرف خیابان رفته بودیم , موقع برگشت باید از هر دو طرف امنیت را تامین می کردند تا ما بتوانیم به سرعت عرض خیابان را عبور کنیم من به خاطر پای مجروحم نمی توانستم سریع حرکت کنم بهزاد و سید حمید ( شهید محمدی ) زیر بغل های مرا گرفتند و به سرعت از عرض خیابان عبور دادند . سال 60 به اتمام رسید و وارد سال نو شدیم . من معاونت نیروی سپاه در سkندج را به عهده گرفتم و بهزاد همچنان در مسئولیت بخشداری در منطقه پر خطر دیواندره مشغول بود.

فلش کارت جغله های جهاد

آدمی که احساس کند پشتیبان ندارد، برای آینده خودش نگران است. چنین شخصی، با بروز کوچک ترین مشکلی بر سرراهش، احساس ناتوانی کرده و دچار افسردگی می شود. آیا آدم هایی را هم دیده اید که آینده دنیایی شان در خطر بوده و سرنوشتی مبهم در پیش رو داشته باشند، اما با این حال، ذره ای یأس و پریشانی در رفتارشان پیدا نشود؟ پاسخ به این سؤال را می توانید در گنجینه ناتمام معارف دفاع مقدس، پیدا کنید. رزمنده های جوان و نوجوان با این که هر آن در معرض خطراتی مانند کشته شدن، جراحت شدید و از دست دادن اعضای بدن، اسارت و ... بودند و یا هر از گاه، داغ جدایی یکی از دوستان را تحمل می کردند، اما هیچ گاه نگران و مضطرب نبوده و دچار پژمردگی نشدند. آنها خاطری آسوده داشتند زیرا سرنوشتشان را به کسی واگذارکرده بودند که بهتر از هر کسی می توانست کشتی حیاتشان را در امواج خروشان زندگی، هدایت کند. لبخند، و معنویت، ترکیبی زیبا بود که شخصیت و رفتار رزمندگان را شکل می داد. در "جغله های جهاد"، خاطراتی را می خوانید که نشان می دهد نوجوان های کم و سن و سال بسیجی که در عرصه جهاد سازندگی، حماسه بی نظیر سنگر سازان بی سنگر را در خطوط مقدم جبهه ایثار، به نام خویش ثبت کرده اند، در کنار مشکلات و مسئولیت خطیرشان، لبخند را چاشنی ثابت زندگی جنگی خود قرار داده بودند.

نمایش 1 - 4 از 4 آیتم