خواجه نصیرالدین طوسی

خواجه نصیرالدین طوسی حکیم و متکلم شیعه قرن هفتم هجری است. خواجه نصیر نویسنده کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری در علوم اخلاق، منطق، فلسفه، کلام، ریاضیات و نجوم است. اخلاق ناصری، اوصاف الاشراف، اساس الاقتباس، شرح الاشارات، تجرید الاعتقاد، جامع الحساب و کتاب مشهور زیج ایلخانی و تذکرة فی علم الهیئة در علم نجوم، از آثار مهم و مشهور او هستند.

حکیم خواجه نصیرالدین طوسی

خواجه نصیرالدین طوسی

محمد بن محمد بن حسن، مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی در ۱۱ جمادی‌الاول ۵۹۷ق در طوس به دنیا آمد و لقب «طوسی» برای وی،‌ به زادگاه او اشاره دارد. او در کودکی قرآن کریم، صرف، نحو و آداب را فرا گرفت. سپس با راهنمایی پدرش، مقدمات ریاضیات را نزد کمال الدین محمد آموخت. همچنین فقه و حدیث را نزد پدر و جدش که خود از فقها و محدثان آن عصر بوده‌اند فراگرفت. استاد دیگر او دایی‌اش، نورالدین علی بن محمد شیعی بود که مطابق با نظر برخی از مورخان، منطق و حکمت را به او می‌آموخت (الامین، الاسماعیلیون و المغول و نصیرالدین الطوسی، ص۲۰).

طوسی پس از وفات پدرش از طوس به نیشابور رفت که در آن زمان، محل اجتماع علما و دانش‌پژوهان بود (امین، اعیان الشیعة، ج۹، ص۴۱۵). او کتاب اشارات اثر ابوعلی سینا در فلسفه را نزد فرید الدین داماد و کتاب قانون او در طب را نزد قطب‌الدین مصری فراگرفت (نصیرالدین طوسى، تنسوخ نامه ایلخانى، ص۱۵). همچنین با فریدالدین عطار در این شهر ملاقات کرد (امین، اعیان الشیعة، ج۹، ص۴۱۵). او همچنین نزد کمال الدین بن یونس موصلى نیز شاگردی کرد که در اکثر علوم، مخصوصاً علوم ریاضى سرآمد بود. از سالم بن بدران مازنى مصرى که از بزرگان فقهای امامیه بود هم قسمتى از کتاب الغنیة ابن زهره را که در اصول فقه است فراگرفت (نصیرالدین طوسى، تنسوخ نامه ایلخانى، ص۱۶).

حضور در قلعه‌های اسماعیلیان

خواجه نصیرالدین طوسی، پس از حمله مغولان به ایران و بروز ناآرامی خصوصاً در منطقه خراسان، مدتی در شهرهای مختلف سرگردان بود تا آنکه به دعوت ناصرالدین، فرمانروای قلعه‌های اسماعیلیان در خراسان، به قهستان رفت (همان، ص۱۷) و در آنجا به درخواست ناصرالدین، کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق نوشته ابوعلی مسکویه رازی را به فارسی ترجمه کرد، مطالبی به آن افزود و آن را به نام ناصرالدین، اخلاق ناصری نامید. تاریخ تألیف این کتاب، ۶۳۰ تا ۶۳۲ق بوده است. وی همچنین در آنجا کتابی در علم هیئت به‌نام الرسالة المعینیة، به نام معین الدین، فرزند ناصرالدین، تألیف کرد (مدرسی رضوی، احوال و آثار خواجه نصیرالدین، ص۹). قلعه‌های اسماعیلیان، تنها نیروی مقاوم در برابر حملات مغولان دانسته شده است. در وضعیتی که شهرهای خراسان و نیشابور به‌طور کامل به‌دست مغولان افتاده بود، این قلعه‌ها سال‌های طولانی مقاومت کردند و تسلیم مغولان نشدند.

علاءالدین محمد،‌ رهبر اسماعیلیان، پس از آنکه خبر حضور خواجه نصیر طوسی نزد ناصرالدین را دریافت کرد، خواجه نصیر را به پیش خود خواند و او به همراه ناصرالدین، به قلعه میمون دز رفت و رهبر اسماعیلیان استقبال ویژه‌ای از او کرد. خواجه نصیرالدین طوسی تا هنگامی که فرزند علاءالدین محمد، رکن الدین در حمله دوم مغول تسلیم آنها شد، در قلعه اَلَموت نزد او ماند (امین، اعیان الشیعة، ج۹، ص۴۱۵).

خواجه و هلاکوخان مغول

خواجه نصیر، پس از حمله دوم مغولان به فرماندهی هلاکو و تسلیم‌شدن قلعه‌های اسماعیلیان، به دربار هلاکو راه یافت. به گفته سید محسن امین، خواجه طوسی بدون آنکه قدرت انتخاب داشته باشد، با هلاکو همراه شد و در حالتی که مقاومت در برابر نیروی مهاجم، نه از سوی مردم و نه از سوی حکومت امکان‌پذیر نبود، تلاش کرد از میراث اسلامی که در معرض نابودی بود‌ محافظت کند و به سبب اقدامات او بود که در نهایت پس از مدتی مغولان به اسلام گرویدند (همان، ص۴۱۶-۴۱۷).

تأسیس رصدخانه و کتابخانه‌ مراغه

خواجه نصیرالدین طوسی پس از فتح بغداد توسط هلاکو، ساخت یک رصدخانه را به هلاکو پیشنهاد کرد؛ با این توجیه که او با توجه به دانشی که در نجوم دارد، می‌تواند با کمک رصد ستارگان، سلطان را از وقایع آینده، مدت عمر و نسل او آگاه سازد (حسن‌زاده آملى، هزار و یک کلمه، ص۳۲۹). این پیشنهاد مورد پسند هلاکو قرار گرفت و ساخت آن از سال ۶۵۷ق آغاز شد ( ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۱۷، ص۳۸۷). به گفته سید محسن امین، خواجه نصیر، رصدخانه مراغه را محلی برای جمع کردن تعداد زیادی از دانشمندان آن زمان قرار داد و بدین‌گونه آنها را از کشته‌شدن رهایی بخشید و نیز تلاش زیادی برای جمع‌آوری تعداد زیادی از کتاب‌ها و حفظ آنها کرد. کار ساخت رصدخانه تا پایان عمر خواجه به طول انجامید و زیج به دست آمده از این رصدخانه، زیج ایلخانی نام گرفت (امین، اعیان الشیعة، ج۹، ص۴۱۶-۴۱۷).

خواجه‌ نصیر همچنین کتابخانه بزرگی در محل‌ رصدخانه مراغه‌ احداث نمود و به فرمان هلاکو بسیاری از کتاب‌های نفیس و سودمندی که‌ از بغداد، دمشق، موصل و خراسان‌ غارت‌ شده‌ بود، به‌ آن انتقال یافت. خود خواجه نیز مأمورانی به‌ اطراف‌ بلاد می‌فرستاد که‌ هرجا کتاب‌های علمی بیابند خریداری کنند و برای او بفرستند و خود هر کجا به‌ کتاب‌ مفید و نفیسی برمی‌خورد و در مسافرت‌ها به‌ نظرش‌ می‌رسید، را می‌خرید (مدرسی رضوی، احوال و آثار خواجه نصیرالدین، ص۵۰). به‌ عقیده‌ برخی از مورخان‌، حدود ۴۰۰ هزار کتاب‌ در کتابخانه‌ مراغه‌ گرد آمده‌ بود (زیدان، تاریخ‌ التمدن‌ الاسلامی، ج۳، ص۲۱۴). در کتابخانه رصدخانه مراغه، انواع کتاب از زبان‌های چینی، مغولی، سنسکریت، آشوری و عربی به زبان فارسی ترجمه شد و در دسترس طالبان علم و دانشمندان رصدخانه قرار گرفت. این رصدخانه در حقیقت مرکز علمی‌ای بود که در آن، علوم مختلفِ زمان، مثل ریاضیات، نجوم و علوم طبیعی، تحقیق و تدریس می‌شد (آژند، کارکرد دو سویه کتابخانه در دورۀ مغولان ایران کتاب‌آرایی و کتابداری، ص۱۰).

مذهب‌

شواهد زیادی مبنی بر شیعه اثنی عشری بودن خواجه نصیرالدین طوسی در دست است؛ ازجمله او در اغلب‌ کتاب‌های کلامی خود همچون تجرید الاعتقاد، به‌ دوازده‌ امام‌ و وجوب‌ عصمت آنها اشاره کرده است (طوسی، تجرید الاعتقاد، ص۲۹۳). همچنین رساله‌های ویژه‌ای در این‌ باره‌ نگاشته‌ که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان رساله الفرقة‌ الناجیة‌ و رسالة‌ فی‌ حصر الحق‌ بمقالة‌ الامامیة‌ و نیز الاثنی عشریة‌ و رسالة فی الإمامة‌ را نام‌ برد (نعمة، فلاسفة‌ الشیعة، ص۵۳۴). علمای شیعه اثنی‌عشری اغلب، اصل انتساب این آثار به خواجه را رد کرده‌اند، اما برخی محققان و اسلام‌شناسان غربی، معتقد به نوعی تحول مذهبی در خواجه در زمان حضور در میان اسماعیلیان هستند (ایزدی و احمدپناه، «مذهب خواجه نصیرالدین طوسی و تأثیر آن بر تعامل وی با اسماعیلیان نزاری»، ص۳۶). برخی بر پایه این آثار بر این باورند که او پس از پناه‌بردن به قلعه‌های اسماعیلیان موقتاً به مذهب آنها گرویده و پس از آن به مذهب شیعه اثنی عشری بازگشته است (نک: دفتری، «نصیرالدین طوسى و اسماعیلیان دوره الموت» در مجموعه مقالات استاد بشر، مرکز پژوهشى میراث مکتوب، ۱۳۹۱ش).

برخی نویسندگان هم بر این باورند که طوسی به‌عنوان یک شیعه دوازده امامی، تقیه به‌کار بسته و برای حفظ جان خود، در قِلاع اسماعیلی به تألیف کتب و رسالاتش مشغول شده است (ایزدی و احمدپناه، «مذهب خواجه نصیرالدین طوسی و تأثیر آن بر تعامل وی با اسماعیلیان نزاری»، ص۳۶).

جایگاه علمی

برخی معتقدند دفاع خواجه نصیرالدین طوسی از ابن سینا در برابر انتقادات فخر رازی، در کتاب شرح اشارات، موجب احیای فلسفه در آن عصر شده‌است (ابراهیمی دینانی، «سخنرانی در سرای اهل قلم»، ص۱۱). همچنین خواجه نصیر را مبتکر روش فلسفی در کلام شیعه دانسته‌اند (نک: خسروپناه، خواجه نصیر مؤسس کلام فلسفی) به باور مرتضی مطهری، تمام آثار کلامی بعد از خواجه نصیر، از کتاب تجرید الاعتقاد تأثیر پذیرفته‌اند (مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۵۷). براساس برخی پژوهش‌های معاصر، خواجه نصیر طوسی، از یک سو شارح و مکمّل فیلسوفان و دانشمندان پیش از خود بوده، و از سوی دیگر سرمشق دانشمندان پس از خود شده است (معصومى همدانى، استاد بشر، ص۱۲).

بسیاری از دانشمندان مسلمان و همچنین اسلام‌شناسان غربی، از او ستایش کرده‌اند (نک: فرحات، اندیشه‌های فلسفی و کلامی خواجه نصیرالدین طوسی، ص۹۷).

شاگردان

- علامه حلی فقیه و متکلم بزرگ شیعی (متوفی ۷۲۶ق)، حکمت را نزد خواجه طوسی فراگرفت و شرح کتاب تجرید الاعتقاد خواجه نصیر را با عنوان کشف المراد نوشت. این کتاب از مشهورترین شرح‌های تجرید است (صدرایی خویی، کتابشناسی تجرید الاعتقاد، ص۳۵).

- ابن میثم بحرانی، نویسنده کتاب شرحی بر نهج‌البلاغه، حکیم، ریاضی‌دان، متکلم و فقیه که در حکمت، شاگرد خواجه نصیر و در فقه استاد وی بود (خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۳۰۲).

- قطب الدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ق)، زمانی که خواجه به‌همراه هلاکو به قزوین رفت، با خواجه همراه شد، با او به مراغه رفت و شاگرد خواجه نصیر در علم هیئت، ریاضی، فلسفه و طب شد. خواجه او را قطب فلک الوجود می‌خواند (مدرسی رضوی، احوال و آثار خواجه نصیرالدین، ص۲۴۱-۲۴۲).

- سید رکن الدین (حسن بن محمد بن شرفشاه علوی)، از شاگردان خواجه بوده و برخی از آثار او را شرح داده است (همان، ص249).

- کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (723-642ق) معروف به ابن الفُوَطی، از تاریخ‌نویسان قرن هفتم است و کتاب‌های معجم الآداب و الحوادث الجامعه از آثار اوست. او کتابداری کتابخانه رصدخانه مراغه و در اواخر عمر، کتابخانه مستنصریه را بر عهده داشت (همان، ص252-257).

- عماد الدین حربوی معروف به ابن الخوّام (728-643ق) در حساب و طب سرآمد زمان خود بوده و کتاب‌های فوائد بهائیه فی قواعد حسابیه و مقدمه‌ای در طب از او بر جای مانده است (همان، ص257-261).

آثار خواجه نصیرالدین طوسی

- تجرید الاعتقاد: این کتاب از زمان تألیف تاکنون از کتاب‌هایی است که در حوزه‌های علمیه شیعه در حوزه کلام تدریس می‌شود. خواجه نصیر در این کتاب کلام را با فلسفه آمیخته و مسائل کلامی را به‌روش فلسفی حل کرده است (نصیرالدین طوسی، تجرید الاعتقاد، ص۷۱)؛

- اساس الاقتباس:این کتاب در موضوع منطق و به‌زبان فارسی است. برخی این کتاب را پس از بخش منطق کتاب شفای بوعلی سینا، مهم‌ترین کتابی دانسته‌اند که در این موضوع نگاشته شده است (مدرسی رضوی، احوال و آثار خواجه نصیرالدین، ص۴۲۰).

- شرح الاشارات و التنبیهاتِ ابوعلی سینا: این کتاب از متون درسی حکمت مَشّاء است (علامه حلی، کشف المراد، ص۵).

- اخلاق ناصری: ترجمه کتاب طهاره الاعراقِ ابن مسکویه به‌همراه اضافات (مدرسی رضوی، احوال و آثار خواجه نصیرالدین، ص۹).

- آغاز و انجام: این کتاب درباره مبدأ و معاد است که در آن مباحث مربوط به احوال قیامت، بهشت و جهنم به روش عرفانی مطرح شده است (بخش فلسفه و کلام دایره المعارف بزرگ اسلامی، «آغاز و انجام»، ص۴۴۰).

- تحریر اصول اقلیدس: کتاب اصول الهندسه و الحساب کتابی است که قریب سیصد سال قبل از میلاد توسط اقلیدس، ریاضى‌دان و منجم شهیر یونانى تصنیف شده است و یکى از متون درسى ریاضی‌دانان بوده است. خواجه طوسی بر پایه ترجمه‌های پیش از خود از این کتاب و مقایسه بین آنها، این اثر را تحریر و شرح نموده و اَشکال و گزاره‌های دیگری نیز بدان افزوده است (رمضانی، مرورى بر آثار و تألیفات‏ علامه حسن زاده آملی، ص۱۱۷).

- زیج ایلخانی: کتابی که احوال و حرکات ستارگان و مانند آن را که بوسیله رصد کردن آنها معلوم می‌شود، در آن ثبت می‌کنند.

- التذکرة فی علم الهیئة: این کتاب به‌گفته حاجی خلیفه خلاصه‌‌ای از مسائل این فن و براهین مربوط به آن است (ویده‏‌مان، آیلهارد، خواجه نصیرالدین طوسى‏، ص۳۲).

درگذشت

خواجه نصیر در حالی در ۱۸ ذی الحجه ۶۷۲ق درگذشت که برای سامان دادن به امور اوقاف و دانشمندان، در بغداد به سر می‌برد. او بنا به وصیت خود در حرم کاظمین دفن شد (امین، اعیان الشیعة، ج۹، ص۴۱۸؛ البته ابن کثیر در البدایة و النهایة روز وفات او را دوازدهم ذی الحجه نوشته است (البدایة و النهایة، ج۱۷، ص۵۱۴). او همچنین وصیت کرده بود که روی قبرش اشاره‌ای به ویژگی‌های علمی‌اش نشود و فقط عبارت «و کَلبُهُم باسِطٌ ذِراعَیهِ بِالوَصید» (ترجمه: و سگشان بر آستانه [غار] دو دست خود را دراز کرده [بود] (سوره کهف،‌ آیه ۱۸).

0 نظرات

ارسال نظرات