کارایی بهتر در اپلیکیشن دانلود برنامه

تاکنون هیچ نظر و امتیازی برای این محصول ثبت نگردیده است
با زبان فارسی

کتاب یک روز بعد از حیرانی

2271422

شهید مدافع حرم «محمد رضا دهقان امیری» متولد 26 فروردین 1374 در استان تهران دیده به جهان گشود. در تاریخ 21 آبان ماه سال 1394 با عنوان بسیجی تکاور راهی سوریه  شد و همزمان با آخرین روز های ماه محرم الحرام در نبرد با تروریست های تکفیری در حومه حلب طی عملیات محرم خلعت شهادت پوشید ودر تاریخ 25 آبان در امام زاده علی اکبر چیذر به خاک سپرده شد. محمد رضا دانش آموخته ی دبیرستان علوم و معارف اسلامی امام...
موجود
280,000 ریال



در قسمتی از کتاب میخوانیم:
چه خوش روزی بودی! همرزمانت برایت دو پرچم آورده بودند. یکی از پرچمها متبرک حرم بود با ذکر«لبیک یا زینب» همه میگفتند« محمدرضا خوش روزی بوده که دو پرچم نصیبش شده» میگفتند« پرچم یه نشونه از حضرت زینب بود که میخواست به شما بگه هدیهتون رو پذیرفته»

پدر و مادرت چه هدیه ای بهتر از تو داشتند برای تقدیم کردن؟ و چه دلیل و حجتی بهتر از این پرچم متبرک برای قبولی نذر و هدیه؟ پرچم چه به موقع رسیده بود. قلب مادرت با دیدنش آرام شد. یک ربع تمام فقط به پرچم نگاه میکرد. پرچم را روی قلبش میگذاشت و عطرش را به مشام میکشید. 

وقتی پرچم را روی پیکرت میکشیدند، فرماندهات گفت« صاف و مرتب بکشید. مثل خودش باسلیقه باشید» 

به جز پرچم چیزهای دیگری هم بود که باید همراهت میکردند. انگشتری که به مهدیه سفارش داده بودی و شال عزایت. همان شالی که هیچوقت اجازه نمیدادی شسته شود. به مادرت میگفتی« نشور. مگه کسی شال عزا رو میشوره؟ آیت الله مرعشی نجفی نزدیک چهل سال شال عزاش رو نشست» شالت هدیه مهدیه بود. هفت هشت سال، تمام ایام محرم و فاطمیه و عزاداریها همراهت بود. یک شال مشکی نخی بلند. آنقدر بلند که تا روی زانوهایت میرسید. و همیشه یک دور، دور گردنت میپیچیدی. چقدر دوستاش داشتی. هر وقت همراه پدرت هیئت میرفتی شال را دور کمرت میبستی. با همان شال دیگ نذری را بلند کرده بودی و شالت چرب شده بود. باز هم اجازه ندادی شسته شود. قبل از رفتنت شال را جاگذاشته بودی و همراه خودت نبرده بودی. قبل از محرم با مادرت تماس گرفتی و گفتی« مامان شال عزام رو احتیاج دارم. هرجا هیئت رفتی، شالم رو ببر و اشکات رو با اون پاک کن» مگر میشد تو برای کاری به مادرت سفارش کنی و نه بگوید؟ اما سربهسرت میگذاشت و میگفت« مردونه است. اصلاً بو میده. نمیبرم» تو التماس میکردی که « حتماً چیذر برو» چون میدانستی به خاطر دوری مسیر، فقط سالی یکبار به چیذر میرود. گفتی« هرروز برو چیذر و شال عزای منم ببر»

سایز : 14*21
نویسنده : فاطمه سلیمانی
انتشارات : شهید کاظمی
شابک : 978-622-6609-40-1
شمارگان : 1000
موضوع : مدافعان حرم - زندگی نامه - خاطرات
شماره کتاب شناسی ملی : 5570232

اطمینان به شما از خرید :

فروشگاه اینترنتی محصولات فرهنگی ربیع همواره تلاش میکند رضایت خاطر همه مشتریان را به بهترین نحو ممکن فراهم آورد.

محدود  فروشگاههایی هستند که دارای 4 نماد معتبر میباشند و ما آن دسته  از فروشگاههایی هستیم که پنج نماد اعتماد زیر را دارا می باشیم که این سبب شده تا شما دوستان عزیز به راحتی بتوانید خریدی آسان و مطمئن داشته باشید .

شما می توانید در هر ساعت از شبانه روز با ارسال ایمیل در قسمت "ارتباط با ما" مسائل و مشکلات خود را مطرح نمایید تا کارشناسان واحد پشتیبانی ما نسبت به پاسخگویی اقدام نمایند .

و همچنین میتوانید از طریق راههای زیر با ما در ارتباط باشید .

      

ارتباط با ما در شبکه های اجتماعی : 

هدف ما تنها فروش نیست ! ما می دانیم که چقدر سخت تلاش میکنید و نیاز دارید محصولی مطمئن و زیبا خریداری کنید . ما با تمام قدرت در کنار شما هستیم .

امروزه خرید از فروشگاه های اینترنتی خود مقوله ای است که نیاز به آموزش و یادگیری دارد ما در این ویدئو قصد داریم نحوه صحیح خرید از فروشگاه اینترنتی محصولات فرهنگی ربیع را آموزش دهیم .در قسمت قبل این ویدئو نحوه ثبت نام در این فروشگاه را آموزش دادیم و راه و روش های آن را به خوبی یاد گرفتیم .